[[پرونده:600px-Cscr-featuredtopic-fawiki.svg.png|20px|چپ]]
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = هادی طارمی
==خاطرات==
روحیات عجیب :
•پدر شهید طارمی میگوید: همیشه انتظار شهادتش را داشتم، بهخصوص این اواخر روحیاتی پیدا کرده بود. معلوم بود در حال پرواز است
کم حرف شده بود و با خضوع و خشوع نماز میخواند.
او حدود ۱۶ سال پاسدار بود و سالها در تیم حفاظتی سردار قاسم سلیمانی حضور داشت. هرچند از مأموریتها و رفت وآمدهایش برای ما چیزی نمیگفت و مخفیانه به مأموریت میرفت، اما از میزان انسش با سردار قاسم سلیمانی اطلاع داشتم.<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/1026732 سایت مشرق نیوز]</ref>
جگرم سوخت:
•«از اینکه ۲ فرزندم درراه دفاع از اسلام، انقلاب و کشور شهید شدند خوشحال هستم و خدا را شکر میکنم. هادی لیاقت شهید شدن را داشت. پسرم هر وقت خبرهای مربوط به جنایت تکفیریها را میشنید حسابی به هم میریخت و ایماندارم که بعدازاین اتفاق هادی جایش خوب است». پدر شهید میگوید: «هادی همیشه برای من و مادرش فرزند خوبی بود اما در این چند وقت شخصیتش تغییر کرده بود. انگار که فهمیده بود قرار است شهید شود و بهتر از قبل شده بود».
•مادر شهید میگوید: «هادی عادت داشت که هر وقت من را میدید دست یا پایم را میبوسید. به من و پدرش خیلی احترام میگذاشت. جگرم سوخت وقتی خبر شهادت هادی را شنیدم اما شکر خدا که عاقبتبهخیر شد».
مرد زندگی بود:
•همسر شهید میگوید: «از همان ابتدا که او را دیدم دلبستهاش شدم. یقین داشتم که در کنار هادی خوشبخت میشوم و در همه این سالها فهمیدم که اشتباه نکردم»
«هادی هیچوقت ناراحتم نکرد. اصلا" شخصیت هادی طوری بود که نمیتوانست با حرف یا عملش کسی را برنجاند».
میاندار هیأت بود :
•«محمد» برادرزاده شهید، خیلی با عمو هادی رفیق بوده است. او مقابل خانهایستاده و بهعکس شهید نگاه میکند. محمد تعریف میکند: «خیلی زود رفت. بیشتر اهالی محل و آشنایان بعد از شهادت متوجه شدند که در کجا کار میکرد. عمو اهل این نبود که از موقعیتش سوءاستفاده کند. حتی وقتی بعضیها به او اصرار میکردند میگفت من یک کارگر ساده ام». او به خانه شهید نگاه میکند و در ادامه توضیح میدهد: «عمو هادی همیشه دهه محرم برای امام حسین (ع) روضه میگرفت. خودش میاندار بود و به اینکه روضه تعطیل نشود خیلی اهمیت میداد. یادم نمیرود که شب سوم محرم چقدر اشک میریخت و برای نازدانه امام حسین (ع) بیقراری میکرد. از کودکی با عمو خیلی رفیق بودم اما در نوجوانی وقتی به مسجد محل رفتم و او را در حین آموزش بسیجیان دیدم مهرش طور دیگری در دلم نشست».<ref>[https://www.farsnews.com/tehran/news/13981015000868/%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C خبر گزاری فارس نیوز]</ref>
برادر شهید: شهادت حق برادرم بود و ما به داشتن وی افتخار میکنیم.
ویژگیهای اخلاقی :
•از نظر خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد و عالی بود.
هرچند بسیار مظلوم بود، اما زیر بار حرف زور نمیرفت.
بارها دیده بودم برای احقاق حق مظلوم و مقابله با زورگو پادرمیانی میکرد.
آرزوی شهادت: •دلتنگ پسرم هستم اما خدا را شکر میکنم که هادی شهید شد. وقتی خبر شهادت هادی را شنیدم با خودم گفتم به آرزوت رسیدی. امیدوارم در آن دنیا شفیعمان باشد». او ادامه میدهد: «هادی باشد»هادی یکعمر برای امام حسین (ع) سینه زده بود و آرزو میکرد کهای کاش در کربلا بود. شکر خدا که در راه دفاع از اسلام شهید شد»شد.
محراب عبادت:
محیا دختر بزرگ شهید طارمی ۹ سال دارد. او عکس پدرش را دست گرفته و مدام به آن نگاه میکند. محیا میگوید: «دلم برای بابا خیلی تنگشده. اما خوشحالم که جاش خوبه. بابام همیشه میگفت حواست باشه نمازت رو اول وقت بخونی. وقتی به سن تکلیف رسیدم برای من محراب خرید تا نمازم را آنجا بخوانم. <ref>[[ https://shaboneh.com/|<ref>سایت مجله شبونه</ref>]]</ref>
•یکی از برادران هادی در سال ۶۲ و در عملیات خیبر به شهادت رسید. شهید جواد طارمی مفقودالاثر بود. به گفته برادر شهید طارمی، ۱۵ سال بعد که پیکر جواد به کشور بازگشت، تحولات روحی زیادی را در هادی ایجاد و هدفش را والا کرد.
اخلاق خوب:
بهمن طارمی برادر هادی میگوید: هادی ۱۰ سال از من کوچکتر بود اما از نظر اخلاقی به گونهای رفتار میکرد که همه خانواده با او خوب بودند.
همیشه در مشکلات پشت اعضای خانواده بود. اهل هیئت و علاقهمند به عزاداری امام حسین(ع) بود.
Image:شهید هادی طارمی..jpg
Image:شهید طارمی12.jpg
Image:شهید طارمی111.jpg
Image:شهید هادی طارمی..jpg
Image:شهید هادی18.jpg
Image:طارمی.jpg
Image:طارمی6.jpg
Image:طارمی20.jpg
Image:طارمی30.jpg
Image:طارمی32.jpg
Image:هادی طارمی10.jpg
Image:هادی طارمی11.jpg
Image:هادی طارمی12.jpg
</gallery>