==زندگی نامه==
نام و نام خانوادگی: عبدالصالح زارع بَهنَمیری
متولد: بابلسر، بَهنَمیر،1364/01/26
محل شهادت: سوریه، روستای رتیان در شمال حلب، حلبتاریخ شهادت:1394/11/16
کارشناسی حقوق دانشگاه علمی کاربردی بابل
با آغاز جنگ در سوریه برای دفاع از حرم حضرت زینب (سلاماللهعلیها) و یاری جبهه مقاومت، داوطلبانه عازم سوریه شد. سرانجام پس از سه ماه حضور مداوم در جبهه سوریه در تاریخ 16 بهمن 1394 در روزهای نزدیک به ایام فاطمیه، در حین درگیری با مزدوران تکفیری در شمال شهر حلب، منطقه «رتیان» در اثر اصابت مستقیم گلوله به ناحیه سر، به فیض شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش پس از تشییعِ باشکوه، در گلزار شهدای شهر قم آرام گرفت.
==روز شمار زندگی شهید==
1364 تولد در بَهنَمیر بابلسر
1371 ورود به مدرسه
1372 ورود به فعالیتهای پایگاه مقاومت بسیج مسجد
1382 مهاجرت خانواده به شهر مقدس قم
1382 کنکور و قبولی در رشته رایانه دانشگاه آزاد بابل
1382 استخدام در سپاه و انصراف از دانشگاه و استخدام در سپاه
1383 کنکور مجدد و قبولی در رشته حقوق (درکنار اشتغال به کار سپاه)
1388 سفر حج عمره
1391 (5 اسفند) ازدواج: عقد
1392 (17 اسفند) ازدواج: عروسی
1394 (فروردین) تولد فرزندش محمدحسین
1394 (26 آبان) شروع دوره آموزشی جهت اعزام به سوریه
1394 (اول آذر) اعزام به سوریه
1394 (16 بهمن) شهادت
1394 (20 بهمن) تشییع در شهرهای بابلسر و بَهنَمیر
1394 (21 بهمن) تشییع در حرم مطهر حضرت معصومه سلاماللهعلیها و خاکسپاری در گلزار شهدای علی ابن جعفر علیهالسلام قم (قطعه 22)
==خاطرات==
روزی که به دنیا آمد یعنی بیست و ششم فروردین سال شصت و چهار، درست مصادف بود با بیست و پنجم ماه رجب، شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام. هنوز برای نوزادمان اسمی انتخاب نکرده بودیم. آقا عیسی ذوالفقاری، شوهرخاله عبدالصالح بود. او بعدها در عملیات کربلای چهار در شلمچه به خیل شهیدان پیوست. آمده بود بَهنَمیر و نشسته بودیم به صحبت. رادیو داشت ویژهبرنامه شهادت امام هفتم را پخش میکرد. گوینده رادیو گفت که یکی از القاب امام هفتم ما عبدالصالح است.
همانجا تلنگری به ذهن عیسی خورد. اندکی سکوت کرد. بعد رو به بنده کرد و گفت: «اسم شما که عبدالوهاب است، امروز هم که شهادت امام هفتم است. اسم این نورسیده را بگذارید عبدالصالح که هم با نام خودت تناسب دارد؛ هم نام و لقبی نیک از امام موسی کاظم علیهالسلام است.»
==وصیت نامه==
بسم رب الحسین
درود بر امام امت، نایب بر حق امام زمان علیهالسلام حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی). عزیزان من حواستان باشد که این انقلاب اسلامی را به امانت به ما سپردند و نکند در امانت خیانت کنید. این امانت، امانت الهی است. وظیفه همه ماست که از این انقلاب و دستاوردهای آن پاسداری کنیم. دست از این ماه تابان برندارید چرا که این ماه از خورشید عالمتاب نور گرفته و بازتاب مینماید. همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.» پشتیبان واقعی باشید و نکند به خود آیید و خود را توّاب معرفی کنید که آن روز هم پایان جهل نیست. خدایا از تو یاری میخواهم که مرا توان دهی تا در راه رضای تو قدم بردارم و هدفی جز رضایت تو نداشته باشم. ما میرویم تا مقابل دشمنان قسمخورده اسلام بایستیم و انشاءالله با ایستادگی در برابر ظلم و با از میان برداشتن آنان زمینهساز ظهور حضرت آقا امام زمان علیهالسلام باشیم و به اذنِ الله زمانی که مهدیِ فاطمه علیهماالسلام ندای «یا لثارات الحسین» برآورد لبیک بگوییم و جزو سربازان آن حضرت باشیم.