ویرایش‌ها

شهید محمود رضا بیضائی

۱٬۵۵۵ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۷
ایشان ادامه داد: تا اینکه در آخرین سفر، وقتی برای خداحافظی آمد، دست دور گردن محمودرضا انداختم و گفتم ان شاءالله به سلامت بروی و برگردی. به او التماس دعا گفتم و از او خواستم حرم رفت من را هم دعا کند. در همان حال سر در گوش من کرد و گفت: ا ین نوبت از کوثرم هم بریدم. رفت و جرعه نوش جام شهادت شد.
*حب فرزند
یک دختر دوساله به نام کوثر داره. دخترش رو خیلی دوست داشت و هر وقت به پدرم زنگ می‌زد همه‌اش از کوثر می‌گفت. خیلی دوستش داشت. بار آخر موقع رفتن به یکی از دوستانش گفته بود «این بار دیگر از کوثرم بریدم». یکی از دفعاتی که برگشته بود به من گفت که بعضی وقت‌ها در تیررس تکفیری‌ها گیر می افتیم و گاهی مجبور شده‌ام که این مسیر را بدوم. مثلا از پشت یک دیوار تا دیوار دیگر مسافتی را بدوم؛ می‌گفت در آن مسافت چند متری کوثر می‌آید جلوی چشمانم. این‌ها را می‌گفت تا به من بفهماند که اینجوری و با وابستگی‌ها مثل وابستگی به فرزند نمی‌شود شهید شد<ref>سایت ساجد
</ref>
 
*تحمل مشکلات
باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان بدنیا آمده‌ایم و شیعه هم بدنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً.<ref>سایت ساجد</ref>
==آثار==
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و به قول [[شهید مرتضی آوینی|سید مرتضی آوینی]]، این یعنی اینکه همه ی ما شب انتخابی خواهیم داشت که به صف عاشوراییان بپیوندیم و یا از معرکه ی جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. ان شاءالله در پناه حق و تا (تحقق) وعده ی الهی و یاری دولت ایشان خواهیم جنگید.نویدشاهد1<ref>[http://مهربان:%20http://tabriz.navideshahed.com/fa/news/403283/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C سایت نویدشاهد]</ref>
==پانویسگالری تصاویر ==
<gallery>
photo_2020-01-19_13-12-06.jpg
photo_2020-01-19_13-13-35.jpg
</gallery>
==پانویس==<references />
۳۳۲
ویرایش