ویرایش‌ها

شهید حسین نوروزی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳
بارها با هم در زمين فوتبال به اتفاق ديگر دوستان، بازي کرديم. اخلاق ما مثل بقيه هم سن و سال‌هايمان بود؛ يک گل که مي‌خورديم، سر هم تيمي‌هايمان داد مي‌کشيديم؛ توپ که اوت مي‌رفت، جرزني مي‌کرديم. خلاصه خيلي موقع‌ها احترام هم ديگر را نگه نمي‌داشتيم. اما از وقتي حسين به جمع ما اضافه شد، توي هر تيمي بود، نمي‌گذاشت بچه‌ها به هم بي‌احترامي کنن. مي‌گفت:«خب چيه؟! گل خورديم ديگه، جبران مي‌کنيم، ارزش نداره و ... .»
همه‌ي بچه ها تحت تأثير اين آرامش و مهرباني حسين قرار مي‌گرفتند و آرام مي‌شدند .<ref>می خواهم حنظله باشم، صفحه:14</ref><ref>نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا</ref> 
منبع: می خواهم حنظله باشم، صفحه:14
موضوع : اجتماعی ، ورزش
منبع نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا==پانویس==<references/>
۱٬۴۲۱
ویرایش