شهید سید امرالله حسینی فرزند علی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « شهید امراله حسینی نام: امراله نام خانوادگی: حسینی نام پدر:سیدعلی محل تولد:...» ایجاد کرد)
 
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
-    قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازة آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبلی آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد .
 
-    قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازة آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبلی آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد .
  
-    موقعی که اسدا... می خواست به جبهه برود پدرش مریض بود و می خواست که ناراحت نشود گفت : می خواهم به نیشابور بروم و خداحافظی کرد و رفت . ولی از نیشابود برای پدرش سفارش کرده بود و تقاضای حلالیت کرده بود .
+
-    موقعی که اسدا... می خواست به جبهه برود پدرش مریض بود و می خواست که ناراحت نشود گفت : می خواهم به نیشابور بروم و خداحافظی کرد و رفت . ولی از نیشابود برای پدرش سفارش کرده بود و تقاضای حلالیت کرده بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7004 سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
سایت :یاران رضا
+
<references />
 
+
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7004
+

نسخهٔ ‏۱۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۳

شهید امراله حسینی

نام: امراله

نام خانوادگی: حسینی

نام پدر:سیدعلی

محل تولد:نیشابور

تاریخ شهادت: 1360/11/18


- همرزمان امرالله نقل کردند که در سال 1360 در پی تک نیروهای عراقی به تنگه چزابه و دفاع رزمندگان منجر به شهادت تعداد زیادی از آنها شد امر الله نیز بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پشت به درجه رفیع شهادت رسید .

خاطرات :

- حدود ساعت 7 صبح بود که یک گلوله خمپاره در نزدیکی ما به زمین خورد که یکی از رزمندگان مجروح سطحی شد و ایشان نیز از ناحیه پشت مورد اصابت ترکش قرار گرفت . لحظه ای زنده بود و با ذکر خدا به درجه رفیع شهادت نازل گردید . من به اتفاق دیگر همرزمان جنازه اش را حدود 500 متر به دوش خود به عقب منتقل و از آنجا با ماشین به پشت جبهه فرستادیم .

- همرزمان امر ا... نقل می کردند که در سال 1360 در پی تک نیروهای عراقی به تنگه چزابه و دفاع رزمندگان که منجر به شهادت تعداد زیادی از آنها شد امر ا ... نیز بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه پشت که از سینه او بیرون آمده بود به شهادت رسید .


- قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازه و مسافت آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبل آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد .

- قبل از اینکه امرالله به جبهه برود ما در حیاطی زندگی می کردیم که از موقع خرید آن در محاسبة اندازة آن اختلافی بوجود آمده بود و صاحب قبلی آن مدعی مقداری از حیاط بود و چون امرالله نسبت به حلال و حرام مقید بود یک طرف از حیاط را بدون هیچگونه وجهی به او واگذار کرد .

- موقعی که اسدا... می خواست به جبهه برود پدرش مریض بود و می خواست که ناراحت نشود گفت : می خواهم به نیشابور بروم و خداحافظی کرد و رفت . ولی از نیشابود برای پدرش سفارش کرده بود و تقاضای حلالیت کرده بود .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا