شهید ولی الله ورسته: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 
بسمه تعالی
 
بسمه تعالی
  
نام ولی الله ورسته
+
نام: ولی الله ورسته
  
نام پدر وهب
+
نام پدر: وهب
  
نام مادر قمر
+
نام مادر: قمر
  
محل شهادت اروندرود
+
محل تولد: آبیک - شهرآباد
  
محل تولد آبیک - شهرآباد تاریخ تولد ۱۳۱۵/۰۶/۰۹
+
تاریخ تولد: ۱۳۱۵/۰۶/۰۹
  
محل شهادت اروندرود تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۲۴
+
محل شهادت: اروندرود  
  
استان محل شهادت خوزستان شهر محل شهادت آبادان
+
تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۴
  
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
+
استان محل شهادت: خوزستان
  
تعداد پسر ۶ تعداد دختر ۵
+
شهر محل شهادت: آبادان
  
تحصیلات نهضت سوادآموزی رشته -
+
وضعیت تاهل: متاهل
 +
 
 +
درجه نظامی
 +
 
 +
تعداد پسر: ۶ تعداد دختر: ۵
 +
 
 +
تحصیلات: نهضت سوادآموزی رشته -
  
 
عملیات سال تفحص
 
عملیات سال تفحص
سطر ۲۵: سطر ۳۱:
 
محل کار بنیاد تحت پوشش
 
محل کار بنیاد تحت پوشش
  
مزار شهید قزوین - قزوین - حسن آباد کلج
+
مزار شهید: قزوین - قزوین - حسن آباد کلج
  
 
rId4
 
rId4
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
  
 
ورسته، ولی‌الله : نهم شهریور ۱۳۱۵ ، در روستای شهرآباد از توابع شهر آبیک به دنیا آمد . پدرش وهب و مادرش قمر نام داشت . در نهضت سوادآموزی درس خواند . کارگر سازمان کشاورزی بود . سال ۱۳۳۸ ازدواج کرد و صاحب شش پسر و پنج دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴ ، در اروندرود بر اثر اصابت گلوله به پیشانی، شهید شد . مزار او در روستای حسن‌آباد کلج از توابع شهر قزوین قرار دارد .
 
ورسته، ولی‌الله : نهم شهریور ۱۳۱۵ ، در روستای شهرآباد از توابع شهر آبیک به دنیا آمد . پدرش وهب و مادرش قمر نام داشت . در نهضت سوادآموزی درس خواند . کارگر سازمان کشاورزی بود . سال ۱۳۳۸ ازدواج کرد و صاحب شش پسر و پنج دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴ ، در اروندرود بر اثر اصابت گلوله به پیشانی، شهید شد . مزار او در روستای حسن‌آباد کلج از توابع شهر قزوین قرار دارد .
  
  
وصیت نامه
+
==وصیت نامه==
  
 
شهید، ولی الله ورسته : توصیه ی مهم بنده ی حقیر به شما برادران عزیز، این است که همیشه پشتیبان رهبر انقلاب باشید و اوامرش را با جان و دل اجرا و با این عمل تان، هم خدا و رسولش را خشنود نمایید و هم روح طیبه ی شهدا و دلِ خانواده ی معظم شهدا را شاد کنید . توصیه ی دیگر این جانب به شما برادران عزیز این است که همیشه طرفدار حکومت جمهوری اسلامی باشید و با مال و جان تان - و به هر نحوی که در توان دارید - آن را یاری نمایید و با یاری کردن دولت جمهوری اسلامی، دولت خدمتگزار بتواند به نحو احسن قوانین عدالت گستر قرآن را اجرا نماید . اینجانب به پیروی از سرور شهیدان، حسین بن علی ( ع ) - که درس مبارزه و شهادت طلبی را ۱۴۰۰ سال پیش به ما آموخت - به جبهه رفتم . در واقع یک انسان مسلمان و آزاده، موقعی می تواند در خانه اش بماند که دشمنان قرآن و انسانیَّت، به مملکت آن ها تجاوز نکرده باشند؛ اما وقتی می بیند دشمنان خارجی می خواهند قوانین قرآن و قرآن را به زیر پا له کنند، باید در خانه ننشیند و به مبارزه با آنان برخیزد . توصیه ی دیگر من این است که فرزندان عزیزم را انقلابی، باتقوا و پیرو خط امام و قرآن تربیت کنید تا انسان متعهد و مفیدی برای جامعه باشند . ای برادران نوجوان و جوان غیور غیرتمند ! امیدوارم بعد از من اسلحه ی مرا زمین نگذارید و راهم را به نحو احسن ادامه دهید . باشد که - ان شاء الله - خداوند پیروزی را به شما مؤمنین عنایت فرماید . (۱۸۱۰۵۷۲) ولی الله ورسته ۱۳/۱۱/۶۴
 
شهید، ولی الله ورسته : توصیه ی مهم بنده ی حقیر به شما برادران عزیز، این است که همیشه پشتیبان رهبر انقلاب باشید و اوامرش را با جان و دل اجرا و با این عمل تان، هم خدا و رسولش را خشنود نمایید و هم روح طیبه ی شهدا و دلِ خانواده ی معظم شهدا را شاد کنید . توصیه ی دیگر این جانب به شما برادران عزیز این است که همیشه طرفدار حکومت جمهوری اسلامی باشید و با مال و جان تان - و به هر نحوی که در توان دارید - آن را یاری نمایید و با یاری کردن دولت جمهوری اسلامی، دولت خدمتگزار بتواند به نحو احسن قوانین عدالت گستر قرآن را اجرا نماید . اینجانب به پیروی از سرور شهیدان، حسین بن علی ( ع ) - که درس مبارزه و شهادت طلبی را ۱۴۰۰ سال پیش به ما آموخت - به جبهه رفتم . در واقع یک انسان مسلمان و آزاده، موقعی می تواند در خانه اش بماند که دشمنان قرآن و انسانیَّت، به مملکت آن ها تجاوز نکرده باشند؛ اما وقتی می بیند دشمنان خارجی می خواهند قوانین قرآن و قرآن را به زیر پا له کنند، باید در خانه ننشیند و به مبارزه با آنان برخیزد . توصیه ی دیگر من این است که فرزندان عزیزم را انقلابی، باتقوا و پیرو خط امام و قرآن تربیت کنید تا انسان متعهد و مفیدی برای جامعه باشند . ای برادران نوجوان و جوان غیور غیرتمند ! امیدوارم بعد از من اسلحه ی مرا زمین نگذارید و راهم را به نحو احسن ادامه دهید . باشد که - ان شاء الله - خداوند پیروزی را به شما مؤمنین عنایت فرماید . (۱۸۱۰۵۷۲) ولی الله ورسته ۱۳/۱۱/۶۴
  
خاطرات
+
==خاطرات==
  
 
( امید ورسته ) فرزند شهید : شبی قبل از اینکه مرخصی پدرم تمام شود و برای سومین بار به جبهه اعزام شود، زیر کُرسی نشسته بودیم که به من گفت : پسرم از تو می خواهم وقتی من شهید شدم برایم گریه نکنی و در سر مزارم شیرینی بین مردم پخش کنی . من از حرف پدر خنده ام گرفت و گفتم : این حرفها چیست؟ و او اصرار کرد که حتماً این کار را انجام دهم که من برای یک لحظه دلم ریخت و از حرفهایش متوجه شدم که ایشان از ته دل می گوید و می خواهد که این کار را برایش حتماً انجام بدهم . آن روزها ما در حال ساختن خانه بودیم، وقتی از پدر پرسیدم، آیا خانه قشنگ شده است یا نه، گفت : خدا نصیب خودتان بکند، خیلی خوب شده است . ایشان آن روزها طوری حرف می زد که برای ما یقین شده بود که سومین اعزام، آخرین اعزام او به جبهه هاست که همینطور هم شد .
 
( امید ورسته ) فرزند شهید : شبی قبل از اینکه مرخصی پدرم تمام شود و برای سومین بار به جبهه اعزام شود، زیر کُرسی نشسته بودیم که به من گفت : پسرم از تو می خواهم وقتی من شهید شدم برایم گریه نکنی و در سر مزارم شیرینی بین مردم پخش کنی . من از حرف پدر خنده ام گرفت و گفتم : این حرفها چیست؟ و او اصرار کرد که حتماً این کار را انجام دهم که من برای یک لحظه دلم ریخت و از حرفهایش متوجه شدم که ایشان از ته دل می گوید و می خواهد که این کار را برایش حتماً انجام بدهم . آن روزها ما در حال ساختن خانه بودیم، وقتی از پدر پرسیدم، آیا خانه قشنگ شده است یا نه، گفت : خدا نصیب خودتان بکند، خیلی خوب شده است . ایشان آن روزها طوری حرف می زد که برای ما یقین شده بود که سومین اعزام، آخرین اعزام او به جبهه هاست که همینطور هم شد .

نسخهٔ ‏۱۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۴

بسمه تعالی

نام: ولی الله ورسته

نام پدر: وهب

نام مادر: قمر

محل تولد: آبیک - شهرآباد

تاریخ تولد: ۱۳۱۵/۰۶/۰۹

محل شهادت: اروندرود

تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۴

استان محل شهادت: خوزستان

شهر محل شهادت: آبادان

وضعیت تاهل: متاهل

درجه نظامی

تعداد پسر: ۶ تعداد دختر: ۵

تحصیلات: نهضت سوادآموزی رشته -

عملیات سال تفحص

محل کار بنیاد تحت پوشش

مزار شهید: قزوین - قزوین - حسن آباد کلج

rId4

زندگی نامه

ورسته، ولی‌الله : نهم شهریور ۱۳۱۵ ، در روستای شهرآباد از توابع شهر آبیک به دنیا آمد . پدرش وهب و مادرش قمر نام داشت . در نهضت سوادآموزی درس خواند . کارگر سازمان کشاورزی بود . سال ۱۳۳۸ ازدواج کرد و صاحب شش پسر و پنج دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴ ، در اروندرود بر اثر اصابت گلوله به پیشانی، شهید شد . مزار او در روستای حسن‌آباد کلج از توابع شهر قزوین قرار دارد .


وصیت نامه

شهید، ولی الله ورسته : توصیه ی مهم بنده ی حقیر به شما برادران عزیز، این است که همیشه پشتیبان رهبر انقلاب باشید و اوامرش را با جان و دل اجرا و با این عمل تان، هم خدا و رسولش را خشنود نمایید و هم روح طیبه ی شهدا و دلِ خانواده ی معظم شهدا را شاد کنید . توصیه ی دیگر این جانب به شما برادران عزیز این است که همیشه طرفدار حکومت جمهوری اسلامی باشید و با مال و جان تان - و به هر نحوی که در توان دارید - آن را یاری نمایید و با یاری کردن دولت جمهوری اسلامی، دولت خدمتگزار بتواند به نحو احسن قوانین عدالت گستر قرآن را اجرا نماید . اینجانب به پیروی از سرور شهیدان، حسین بن علی ( ع ) - که درس مبارزه و شهادت طلبی را ۱۴۰۰ سال پیش به ما آموخت - به جبهه رفتم . در واقع یک انسان مسلمان و آزاده، موقعی می تواند در خانه اش بماند که دشمنان قرآن و انسانیَّت، به مملکت آن ها تجاوز نکرده باشند؛ اما وقتی می بیند دشمنان خارجی می خواهند قوانین قرآن و قرآن را به زیر پا له کنند، باید در خانه ننشیند و به مبارزه با آنان برخیزد . توصیه ی دیگر من این است که فرزندان عزیزم را انقلابی، باتقوا و پیرو خط امام و قرآن تربیت کنید تا انسان متعهد و مفیدی برای جامعه باشند . ای برادران نوجوان و جوان غیور غیرتمند ! امیدوارم بعد از من اسلحه ی مرا زمین نگذارید و راهم را به نحو احسن ادامه دهید . باشد که - ان شاء الله - خداوند پیروزی را به شما مؤمنین عنایت فرماید . (۱۸۱۰۵۷۲) ولی الله ورسته ۱۳/۱۱/۶۴

خاطرات

( امید ورسته ) فرزند شهید : شبی قبل از اینکه مرخصی پدرم تمام شود و برای سومین بار به جبهه اعزام شود، زیر کُرسی نشسته بودیم که به من گفت : پسرم از تو می خواهم وقتی من شهید شدم برایم گریه نکنی و در سر مزارم شیرینی بین مردم پخش کنی . من از حرف پدر خنده ام گرفت و گفتم : این حرفها چیست؟ و او اصرار کرد که حتماً این کار را انجام دهم که من برای یک لحظه دلم ریخت و از حرفهایش متوجه شدم که ایشان از ته دل می گوید و می خواهد که این کار را برایش حتماً انجام بدهم . آن روزها ما در حال ساختن خانه بودیم، وقتی از پدر پرسیدم، آیا خانه قشنگ شده است یا نه، گفت : خدا نصیب خودتان بکند، خیلی خوب شده است . ایشان آن روزها طوری حرف می زد که برای ما یقین شده بود که سومین اعزام، آخرین اعزام او به جبهه هاست که همینطور هم شد .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین

http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1437


رده‌ها