ویرایش‌ها

شهید قربانعلی سرچاهی

۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۵
گلزار :
==خاطرات:==
یکی از همرزمان همسرم قربانعلی تعریف کرد بعد ازعملیات کربلای 5 بود که قرار شد همگی به مرخصی برویم و برگه های مرخصی هم صادر شده بود اتوبوس ها آماده بودن که از مقر اصلی نیروها را به شهرستان بیاورند ولی شهید از پای اتوبوس برگشت و اظهار داشت که من به مرخصی نمی آیم شما بروید وقتی که از مرخصی برگشتید من خواهم رفت هر چه من و آقای دشتی التماس کردیم بیا برویم ولی شهید قبول نکرد و همانجا ماند شب همان روز قربانعلی برای سرکشی از نیروها به خط می رود که مورد اصابت گلوله دشمن قرار می گیرد و به درجه رفیع شهادت نائل میگردد.
به خاطر دارم قبل از اینکه همسرم قربانعلی برای آخرین بار عازم جبهه شود، با همدیگر به گلزار شهدای بهشت فضل سر یکی از قبرها رفتیم که در حال ساخت برای شهدا بود به من گفت :مرا اینجا دفن میکنند این قبر من است ناراحت شدم و گفتم یعنی چه این چه حرفی است که شما می زنید خندید و گفت اینجا را نشانی بگذار من را داخل همین قبر می گذارند خیلی ناراحت شدم و گریه کردم سپس گفت: هنوز که شهید نشده ام اینگونه گریه میکنی اگر شهید شوم چه خواهی کرد دوست دارم اگر لیافت شهید شدن را داشتم اصلا گریه نکنی و ناراحت نشوی زیرا مرگ حق است و هر کسی می میرد پس چه مرگی بهتر از شهادت در راه اسلام دعا کن خدا شهادت را نصیب من کند و همین طور هم شد و به آرزویش رسید.
۵۳۴
ویرایش