گلزار :
==خاطرات==
سید مهدی یک روز کارتنی به خانه آورده بود و گفت : من تا خودم نیامدم در این کارتن را باز نکنید بعد متوجه شدیم که به هوای فروش که می گفت : داخل کارتن گذاشتم و می خواهم ببرم بازار بفروشم اعلامیه ها را در داخل کارتن می گذاشت و در روستاها پخش می کرد و می گفت : این وظیفه ی من است که این کار را انجام دهم .منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11362سایت یاران رضا]</ref> ==بانویس== <references />