و سرانجام در سحرگاه روز 1361/02/13 در [[عمليات بيت المقدس]] با رمزي هم نام خودش " يا [[علي ]] " در کربلاي [[خونين شهر ]] به درجه رفيع [[شهادت ]] نائل شد و به آرزوي ديرينه اش رسيد، از علي دختري چهار ساله به نام زهرا به يادگار مانده است که آن را از جان خودش بيشتر دوست مي داشت .
وقتي همسنگران علي به [[تهران ]] آمده بودند به ما مي گفتند که علي در [[گردان 201 ]]، مظهر شجاعت و [[ايمان ]] بود، آنها مي گفتند که علي روحيه [[گردان ]] ما بود و ما برادري دلسوز را از دست دادهايم . آري علي در بين افراد خانواده نيز اخلاقش نمونه بود، او چنان مهربان و خوش قول وخوش اخلاق بود که ما هميشه و هر لحظه نمي توانيم خصوصيات او را از ياد ببريم .
علي هميشه مي گفت : پيروزي از آن ماست . [[جبهه ]] براي او همه چيز شده بود، وقتي براي مرخصي به [[تهران ]] مي آمد دلش براي [[جبهه ]] شور مي زد و مي گفت بايد بروم روزشماري مي کرد تا برود، علي چنان مهربان بود که وقتي از [[جبهه ]] مي آمد با اين که زن و بچه داشت مستقيم به خانه مادر پيرش مي آمد و لباس هاي [[رزم ]] را در آنجا در مي آورد و لباس شخصي مي پوشيد و بعد از مدتي زن و بچه اش را از [[قزوين ]] به [[تهران ]] مي آورد .
هميشه دوست داشت همه با هم خوب باشند و دور هم باشند، علي از همه لحاظ نمونه بود پيش او هيچ چيز ارزش نداشت . او مي گفت من زندگي و جواني خودم را وقف [[اسلام ]] و [[قرآن ]] کرده ام، او سال هايي که در [[ارتش ]] بود هميشه در [[مبارزه ]] و [[زندان ]] به سر مي برد و عاقبت نيز مزد زحماتش را گرفت و [[شهادت ]] نصيبش شد، خوشا به حالش که چنين لياقتي پيش خداوند بزرگ داشت آفرين بر مادر قهرمانش که چنين فرزندي را تربيت کرد که جانش را فداي [[اسلام ]] و [[قرآن ]] نمود .
منبع:سایت شهدای ارتش