شهید علی سبحانی کلاتی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
|||
| سطر ۳۱: | سطر ۳۱: | ||
خاطرات: | خاطرات: | ||
| − | یادم هست وقتی که من و شهید علی سبحانی در منطقه بودیم هر دو راننده کامیون بودیم یک روز که من بارم را نیز خالی کرده بودم وقتی ماشین شهید سبحانی رسید و در حال تخلیه بار بود من بر روی رکاب ماشین او سوار شدم و با او شوخی می کردم و می خواستم تسبیح او را از او بگیرم که ناگهان گلوله ی خمپاره ای به نزدیک کامیون اصابت کرد من خودم را روی زمین پرت کردم وقتی بلند شدم و درب کامیون را باز کردم با صحنه ی دلخراش مواجه شدم . گلوله ی خمپاره که منفجر شده بود یکی از ترکش های آن به پیشانی شهید اصابت کرده و مغز ایشان را متلاشی کرده بود حتی مغز او بر سقف ماشین پاشیده شده بود و او به مقام والای شهادت نائل آمده بود . | + | یادم هست وقتی که من و شهید علی سبحانی در منطقه بودیم هر دو راننده کامیون بودیم یک روز که من بارم را نیز خالی کرده بودم وقتی ماشین شهید سبحانی رسید و در حال تخلیه بار بود من بر روی رکاب ماشین او سوار شدم و با او شوخی می کردم و می خواستم تسبیح او را از او بگیرم که ناگهان گلوله ی خمپاره ای به نزدیک کامیون اصابت کرد من خودم را روی زمین پرت کردم وقتی بلند شدم و درب کامیون را باز کردم با صحنه ی دلخراش مواجه شدم . گلوله ی خمپاره که منفجر شده بود یکی از ترکش های آن به پیشانی شهید اصابت کرده و مغز ایشان را متلاشی کرده بود حتی مغز او بر سقف ماشین پاشیده شده بود و او به مقام والای شهادت نائل آمده بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11286 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
نسخهٔ ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸
| علی سبحانی کلاتی | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱/۲۴ |
خاطرات:
یادم هست وقتی که من و شهید علی سبحانی در منطقه بودیم هر دو راننده کامیون بودیم یک روز که من بارم را نیز خالی کرده بودم وقتی ماشین شهید سبحانی رسید و در حال تخلیه بار بود من بر روی رکاب ماشین او سوار شدم و با او شوخی می کردم و می خواستم تسبیح او را از او بگیرم که ناگهان گلوله ی خمپاره ای به نزدیک کامیون اصابت کرد من خودم را روی زمین پرت کردم وقتی بلند شدم و درب کامیون را باز کردم با صحنه ی دلخراش مواجه شدم . گلوله ی خمپاره که منفجر شده بود یکی از ترکش های آن به پیشانی شهید اصابت کرده و مغز ایشان را متلاشی کرده بود حتی مغز او بر سقف ماشین پاشیده شده بود و او به مقام والای شهادت نائل آمده بود .[۱]