شهید محمد رضا خیر آبادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6513967 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : خیراب...» ایجاد کرد)
 
(پانویس)
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
گلزار :
 
گلزار :
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
در عملیات بدر من و محمد رضا در یک گردان بودیم.روز قبل ازعملیات روی پل فلزی داخل جزیره موضع گرفته بودیم تا شب هنگام به قلب دشمن بزنیم.حدود ساعت 10 صبح آتش بازی دشمن شروع شد وخمپاره ای بودکه برسر ما میریخت .به طوری که کسی جرات بلند شدن را نداشت دو خمپاره روی پل ودر وسط گروهان ها برخورد کرد به طوری که تعدادی شهید ومجروح شدند . شهید محمدرضا که در گروهان دیگری بود نگران حال من در همان ریزش خمپاره روی پل می دوید که به من برسدو وقتی که به من رسید گفت : شما سالم هستی و من هم گفتم بله.به همان سرعت به عقب برگشت وقتی میدوید من تنها کمی سرم رابالا آوردم و به گامهای استوار او که روی پل صدا می کرد نگاه میکردم و سپس در میان نیزارها پنهان شد.
+
در عملیات بدر من و محمد رضا در یک گردان بودیم.روز قبل ازعملیات روی پل فلزی داخل جزیره موضع گرفته بودیم تا شب هنگام به قلب دشمن بزنیم.حدود ساعت 10 صبح آتش بازی دشمن شروع شد وخمپاره ای بودکه برسر ما میریخت .به طوری که کسی جرات بلند شدن را نداشت دو خمپاره روی پل ودر وسط گروهان ها برخورد کرد به طوری که تعدادی شهید ومجروح شدند . شهید محمدرضا که در گروهان دیگری بود نگران حال من در همان ریزش خمپاره روی پل می دوید که به من برسدو وقتی که به من رسید گفت : شما سالم هستی و من هم گفتم بله.به همان سرعت به عقب برگشت وقتی میدوید من تنها کمی سرم رابالا آوردم و به گامهای استوار او که روی پل صدا می کرد نگاه میکردم و سپس در میان نیزارها پنهان شد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8441 سایت یاران رضا]</ref>
منبع : سایت یاران رضا  http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8441
+
 
 +
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱

کد شهید: 6513967 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : خیرابادی‌ تاریخ شهادت : 1365/04/12 نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار :

خاطرات

در عملیات بدر من و محمد رضا در یک گردان بودیم.روز قبل ازعملیات روی پل فلزی داخل جزیره موضع گرفته بودیم تا شب هنگام به قلب دشمن بزنیم.حدود ساعت 10 صبح آتش بازی دشمن شروع شد وخمپاره ای بودکه برسر ما میریخت .به طوری که کسی جرات بلند شدن را نداشت دو خمپاره روی پل ودر وسط گروهان ها برخورد کرد به طوری که تعدادی شهید ومجروح شدند . شهید محمدرضا که در گروهان دیگری بود نگران حال من در همان ریزش خمپاره روی پل می دوید که به من برسدو وقتی که به من رسید گفت : شما سالم هستی و من هم گفتم بله.به همان سرعت به عقب برگشت وقتی میدوید من تنها کمی سرم رابالا آوردم و به گامهای استوار او که روی پل صدا می کرد نگاه میکردم و سپس در میان نیزارها پنهان شد.[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا