ویرایش‌ها

شهید محمد تقی درخت جوزی

۲۹ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۹
پانویس
==خاطرات==
در یکی از شبها که دعای توسل از بلندگوی مسجد روستا بلند شد محمدتقی می خواست به مسجد برود ولی من از رفتن او جلوگیری کردم، بعد از چند لحظه متوجه شدم که ایشان در منزل نیست. خانه ما نزدیک مزار شهداء می باشد ناگهان صدای گریه ای از مزار شنیدم. موقعی که رفتم دیدم محمدتقی است و دارد گریه می کند. دیگر از آن وقت به بعد از رفتن او جلوگیری نمی کردم.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8691سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>
۲۷۳
ویرایش