==خاطرات==
خواب دیده بودم که براتعلی در کنار درب باغی زیبا ایستاده و من هم در کنارش بودم و با یک دیگر صحبت می کردیم بعد او از من جدا شد و به داخل باغ رفت همین که می خواستم داخل باغ شوم نگذاشت و گفت: بیا برای من مسئولیت دارد این خواب را قبل از به شهادت رسیدنش دیدم و وقتی برایش تعریف کردم گفت: خودم نیز خواب دیده ام که شهید می شوم.
فرزند عزیز شهیدم براتعلی برای یکی از دوستانش نقل می کند که: خواب شهادتش را دیده و می گوید یقین دارد که به شهادت می رسد و بالاخره هم به درجه ی رفیع شهادت نائل گردید.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8015سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references />