==خاطرات==
یکی دو روز مانده بود به شهادت حسین قلی خواب دیدم که چراغی به دستم است و این چراغ کم کم نورش ضعیف می شد گویا الان است که خاموش شود وقتی چراغ خاموش شد گفتم حتما خبر شهادت پسرم به من می رسد و بعد از دو روز خبر شهادت ایشان به ما رسید.
منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8013سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />