شهید محمد تقی دانشمند: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6607501 تاریخ تولد : نام : محمدتقی محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : دانش...» ایجاد کرد) |
(←خاطرات) |
||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | یادم هست پسرم محمد تقی دانشمند برای تحصیل به جاجرم رفته بود و در سال دوم دانشسرا بود یکروز به خانه آمد و بعد از کمی مقدمه چینی و حرف از جبهه و جنگ به من گفت: پدر من می خواهم به جبهه بروم. آیا اجازه می دهید. گفتم: پسر چرا می خواهی به جبهه بروی؟ به این پدر پیرت رحم کن من فقط یک پسر دارم تو هم می خواهی مرا تنها گذاشته و به جبهه بروی. گفت: پدرجان فرمان امام را باید اجرا کرد بعد هم اگر من نرم ، به دیگری هم بگویند نرو پس چه کسی در مقابل دشمن بایستد. و از کشورمان دفاع کند من از جواب دادن به او طفره رفتم و به داخل حیاط رفتم و زیر درخت انار نشستم و یک انار را باز کرده و شروع کردم به خوردن او آمد و کنار من نشست و گفت: جوابم را ندادید بروم یا نه؟ چه جواب می دهی؟ گفتم: از مادرت اجازه بگیر هرچه مادرت گفت: قبول می کنم. هر طور که بود رضایت مادرش را گرفت و من هم که قول داده بودم نتوانستم مخالفتی بکنم خلاصه آماده رفتن شد و از همه خداحافظی کرد و رفت. | + | یادم هست پسرم محمد تقی دانشمند برای تحصیل به جاجرم رفته بود و در سال دوم دانشسرا بود یکروز به خانه آمد و بعد از کمی مقدمه چینی و حرف از جبهه و جنگ به من گفت: پدر من می خواهم به جبهه بروم. آیا اجازه می دهید. گفتم: پسر چرا می خواهی به جبهه بروی؟ به این پدر پیرت رحم کن من فقط یک پسر دارم تو هم می خواهی مرا تنها گذاشته و به جبهه بروی. گفت: پدرجان فرمان امام را باید اجرا کرد بعد هم اگر من نرم ، به دیگری هم بگویند نرو پس چه کسی در مقابل دشمن بایستد. و از کشورمان دفاع کند من از جواب دادن به او طفره رفتم و به داخل حیاط رفتم و زیر درخت انار نشستم و یک انار را باز کرده و شروع کردم به خوردن او آمد و کنار من نشست و گفت: جوابم را ندادید بروم یا نه؟ چه جواب می دهی؟ گفتم: از مادرت اجازه بگیر هرچه مادرت گفت: قبول می کنم. هر طور که بود رضایت مادرش را گرفت و من هم که قول داده بودم نتوانستم مخالفتی بکنم خلاصه آماده رفتن شد و از همه خداحافظی کرد و رفت.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8583 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۱
کد شهید: 6607501 تاریخ تولد : نام : محمدتقی محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : دانشمند تاریخ شهادت : 1366/10/04 نام پدر : اسمعیل مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
یادم هست پسرم محمد تقی دانشمند برای تحصیل به جاجرم رفته بود و در سال دوم دانشسرا بود یکروز به خانه آمد و بعد از کمی مقدمه چینی و حرف از جبهه و جنگ به من گفت: پدر من می خواهم به جبهه بروم. آیا اجازه می دهید. گفتم: پسر چرا می خواهی به جبهه بروی؟ به این پدر پیرت رحم کن من فقط یک پسر دارم تو هم می خواهی مرا تنها گذاشته و به جبهه بروی. گفت: پدرجان فرمان امام را باید اجرا کرد بعد هم اگر من نرم ، به دیگری هم بگویند نرو پس چه کسی در مقابل دشمن بایستد. و از کشورمان دفاع کند من از جواب دادن به او طفره رفتم و به داخل حیاط رفتم و زیر درخت انار نشستم و یک انار را باز کرده و شروع کردم به خوردن او آمد و کنار من نشست و گفت: جوابم را ندادید بروم یا نه؟ چه جواب می دهی؟ گفتم: از مادرت اجازه بگیر هرچه مادرت گفت: قبول می کنم. هر طور که بود رضایت مادرش را گرفت و من هم که قول داده بودم نتوانستم مخالفتی بکنم خلاصه آماده رفتن شد و از همه خداحافظی کرد و رفت.[۱]