ویرایش‌ها

شهید سید علی اکبر فرزند ابوالقاسم

۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۳
گلزار:سبزوارمزینان
==خاطرات :== 
- چند روز قبل از اینکه علی اکبر به جبهه برود با هم به سرزمین رفتیم و مشغول هیزم جمع کردن شدیم صحبت از جبهه و جنگ شد گفت:وضعیت بسیار خطرناک است صحبتی از ثبت نام خودش برای اعزام به جبهه نکرده بود می گفت:تا جایی که می شود باید به جبهه برویم و دیگران را در این امر آنجا یاری کنیم.از سر زمین که آمدیم کمی با هم بازی کردیم یکی از دوستانش آمد و گفت:سید علی من آماده ام که برویم گفتم:جریان چیست؟ گفت:ما قرار است که به جبهه برویم.به خانخ آمد و با پدرم و خانواده خداحافظی کرد و عازم شد .
گلزار:سبزوارمزینان
==خاطرات :==
- چند روز قبل از اینکه علی اکبر به جبهه برود با هم به سرزمین رفتیم و مشغول هیزم جمع کردن شدیم صحبت از جبهه و جنگ شد گفت:وضعیت بسیار خطرناک است صحبتی از ثبت نام خودش برای اعزام به جبهه نکرده بود می گفت:تا جایی که می شود باید به جبهه برویم و دیگران را در این امر آنجا یاری کنیم.از سر زمین که آمدیم کمی با هم بازی کردیم یکی از دوستانش آمد و گفت:سید علی من آماده ام که برویم گفتم:جریان چیست؟ گفت:ما قرار است که به جبهه برویم.به خانخ آمد و با پدرم و خانواده خداحافظی کرد و عازم شد .
۵۳۴
ویرایش