ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید یوسف کلاهدوز بخش هفتم

۱۳ بایت حذف‌شده، ‏۲۲ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۰
در مراسم صبحگاه به طور مستمر شرکت می کرد. یک روز گفتیم که ضرورت ندارد شما در مراسم حضور داشته باشید . در کمال جدیت گفت: « اگر بخشنامه ای نوشتیم و ابلاغ کردیم، باید برای همه یکسان اجرا شود. اگر برای دیگران است، برای من هم هست. اگر قانون صبحگاه خوب است، برای همه خوب است و اگر بد است، برای همه بد. اگر امروز من در صبحگاه حاضر شده ام، انگار پای نامه را امضا کرده ام . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref> کتاب هاله‌ای از نور، ص121</ref>
موضوع : اخلاقی ، قاطعیت
در جواب به روایات و سفارشات معصومین (ع) اشاره می كرد و م ی گفت: «‌این چیزها را من نیاورده ام، قبل از من هم بوده است . »
شهید یوسف کلاهدوز <ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص28</ref>
موضوع : اخلاقی ، نظم
خاطرات خوبی از او به یادگار دارم. همیشه یك دفتر سبز رنگ همراهش بود. هر جلسه ای كه برگزار می شد و هر موردی را كه به زیردستان محول میكرد، در آن دفتر ثبت و به موقع نتیجه را پیگیری می كرد. اگر آن دفتر می ماند، بی شك گنجی نه ارزشمندی برای سپاه بود ولی موقع شهادت به همراه او از بین رفت .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص45</ref>
همیشه یک دستمال پارچه ای داخل جیبش داشت. وضو که می گرفت، آن را درمی آورد و با آن دستانش را خشک می کرد و هیچ گاه از حوله استفاده نمی کرد .
گاهی بعد از نماز ذکر مصیبتی خوانده می شد. شدیداً متأثر می شد و اشک می ریخت . همان دستمال را درمی آورد و جلوی چشمانش می گرفت. عشق و علاقه فراوانی نسبت به ائمه داشت .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص102</ref>
موضوع : اخلاقی ، گریه
گاهی که سرش خلوت می شد، به خصوص در ایام ماه مبارک رمضان، شب جمعه از تهران خودش را به اصفهان می رساند و می گفت آمده ام برای دعا. می رفتیم برای دعای کمیل یا دعای ابوحمزه. آن همه راه از تهران می آمد تا از معنویتی که در آن دعاها تجربه کرده بود، استفاده کند .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص89</ref>
موضوع : مناسبتها ، رمضان
من مطمئنم كه یكی از دلایل فرار شاه از ایران همین قضیه بود. چون متوجه شد كه عناصر [[انقلابی]] داخل گارد جاویدان هم نفوذ كرده اند .
شهید یوسف کلاهدوز <ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص20</ref>
موضوع : مناسبتها ، محرم
آنها در آنجا نیز دست از انجام تكلیف الهی برنمی داشتند .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص5</ref>
موضوع : متفرقه ، ارتش
با توجه به حال و هوای اوایل [[انقلاب]]، بعضی از برادران پاسدار كه با كلاهدوز از نزدیك آشنا نبودند، تعجب می كردند كه یك نفر كه قبلاً ارتشی بوده، حالا در رده فرماندهی سپاه قرار گرفته و به امورات آن سر و سامان می دهد. ولی او در عمل نشان داد كه یك پاسدار است و لبا س و آرم و این چیزها برایش مهم نیست .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص29</ref>
موضوع : متفرقه ، سپاه
او به حق از بنیانگذاران اصلی سپاه بود .
شهید یوسف کلاهدوز <ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص33</ref>
جلسه ای تشكیل دادیم تا درباره نام و آرم [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران]] تصمیم بگیریم . نماینده نخست وزیری عقیده داشت كه این عنوان برای یك سازمان خیلی بلند است و باید خلاصه شود. كلاهدوز ضمن بحث می گفت: هیچ كدام از كلمات [[سپاه]]، [[پاسدار]]، [[انقلاب]] و [[اسلامی]] نباید حذف بشوند و در مورد تك تك این كلمات تأكید داشت بحث بر سر كلمه ایران بود. نماینده نخست وزیری گفت كلمه ایران را هم ما حذف نمی كنیم .
سپس آرم را به تأیید [[شهید بهشتی]] رساندیم . بدین ترتیب نام و آرم سپاه چیزی شد كه امروز هست. چنین دقت نظری در آن روزگار حكایت از وسعت نظر كلاهدوز داشت .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هاله‌ای از نور، ص34</ref>
موضوع : متفرقه ، سپاه
۱٬۴۲۱
ویرایش