ویرایشها
تاریخ تولد :1341/08/27تاریخ شهادت : 1362/02/17
==زندگینامه :بسمه تعالي==
شهيد عزيز، ناصر اوغري مدت 6 سال در دبستان رشديه، و 6 سال بقيه تحصيل خود را در دبيرستان آيت الله کاشاني تا مرحله ديپلم گذراند، در سن 6 سالگي پدرش که کارمند شرکت نفت بود در حين انجام وظيفه در هنگام حفاري چاه نفت در [[سرخس]] دچار سانحه گرديده و از دنيا رفت، بعد از آن مادر بزرگوارش با تمام مشکلات زندگي قيمومیت آنها را به عهده گرفت و غير از او دو خواهر و برادرش را نيز بزرگ کرد و آنها را افرادي متعهد، مسلمان و مؤمن تحويل جامعه داد.
او در خانواده از هر نظر نمونه و الگو و زبانزد خاص و عام بود و اخلاق، رفتار و ادبش باعث محبوبيت او در بين دوستان و آشنايان مي گرديد. وي در اوايل پيروزي انقلاب مشغول تحصيل بود و با جديت در تظاهرات بر عليه رژيم طاغوت شرکت مي کرد، چندين بار نيز در درگيري هاي کوچه و خيابان از طرف مزدوران شاه به او و دوستانش شليک شده بود.
==وصیت نامه :==
نام : ناصر
نام خانوادگى : اوغرى
جبهه آزمايشگاهى است كه انسان مىتواند ميزان وابستگى خود را به عالم مادى بسنجد.
==خاطرات:==
6 ساله بود که پدرش را از دست داد داماد ما به پسرم می گفت ناصر شما الان سرپرست ندارید خواهر کوچک داری بمان در خانه و سرپرستی خانه را بر عهده بگیر و او در جواب میگفت مگر میشود که نروم به جنگ الان زمان جنگ می باشد نروم تا دشمن به ناموس ما دست بیندازد و وارد خاک ما شود و من باید بروم و زیرا که مملکت ما هم اکنون نیازمند ما می باشد و در خطر است و از پله های که ایین می امدم کف پای مرا میبوسید و میگفت که بهشت زیر پای مادران است هرز از او نرنجیدم پسرم میگفت خدایا اگر من شهید شدم شفاعت مرا برای پدرو مادرم قرار بده.