شهید سید محمد حسین شیرگ: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
گلزار : شهدا | گلزار : شهدا | ||
خاطرات: | خاطرات: | ||
| − | برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. | + | برادرم سید محمد علاقه شدیدی به [[جبهه]] و جنگ داشت به همین خاطر عضو [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. |
شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | ||
شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم. | شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم. | ||
سایت:یاران رضا | سایت:یاران رضا | ||
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 | ||
نسخهٔ ۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۰
شهید سید محمد حسینی شیرگ نام : سیدمحمد نام خانوادگی : حسینیشیرگ نام پدر : سیدعبداله تاریخ شهادت : 1363/12/22 محل تولد : قاین مسئولیت : رزمنده گلزار : شهدا خاطرات: برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم. سایت:یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280