شهید مهدی چاه جویی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6605398 تاریخ تولد : نام : مهدی‌ محل تولد : مشهد نام خانوادگی : چاه...» ایجاد کرد)
(بدون تفاوت)

نسخهٔ ‏۱۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۶

rId4

کد شهید : 6605398

تاریخ تولد :

نام : مهدی‌

محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : چاه‌جوئی‌

تاریخ شهادت : 1366/12/28

نام پدر : حسن‌ مکان شهادت :


تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : مکانیک یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : خواجه‌ربیع‌

خاطرات

لحظه و نحوه شهادت

راوی محمد چاه جویی

متن کامل خاطره


طبق گفته ی همرزمان برادر شهیدم مهدی چاه جویی نحوه ی شهادت ایشان به این گونه بوده است : که ایشان در شب عملیات به عنوان نیروی جلودار و جلوزن عمل می کردند که در ارتفاعات ماووت و گوجار در حال پیش روی بودند که در اثر برخورد ترکش خمپاره به ایشان مجروح می شوند ولی این مجروحیت باعث نمی شود که حرکت ایشان کند شود و به راه خود ادامه می دهد که در نتیجه در اثر خونریزی زیاد بالاخره دوام نیاورده و به زمین می افتد و دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی می شتابد .

اخلاص عمل

راوی رباب آزموده

متن کامل خاطره


یکی از دوستان فرزند شهیدم مهدی چاه جویی برایم تعریف می کرد که : با ایشان در منطقه حضور داشتیم و در کنار آب تمرین غواصی می کردیم . از طرف صدا و سیما به منطقه آمده بودند و گزارش تهیه می کردند . آنها در حال فیلمبرداری بودند که مهدی به زیر آب رفت و تا آنها رفتند بیرون نیامد . وقتی بیرون آمد سوال کردم چرا رفته بودی زیر آب و نیامدی بیرون ؟ گفت : نمی خواستم که مرا در تلویزیون نشان دهند تا دوستان و رفیقان و آشنایان مرا ببینند و بر سر زبان ها بیفتم . می خواهم تا آخر بی نام و نشان باشم به طوری که کسی نفهمد من در جبهه هستم .

شجاعت و شهامت

راوی رباب آزموده

متن کامل خاطره


یادم هست فرزند شهیدم مهدی چاه جویی برایم تعریف می کرد که در یکی از ماموریت هایی که از طریق آب و به صورت غواصی به عمق خاک عراق رفته بودیم ماموریت مان را به نحو احسن انجام دادیم و در راه برگشت به علت آتش شدید دشمن و تسلط آنها بر منطقه تا سه شبانه روز در آب و بین نیزارها پنهان شده بودیم و به وسیله نی نفس می کشیدیم . وقتی کمی اوضاع آرام شد و عراقی ها عقب نشینی کردند ما توانستیم از آب بیرون بیائیم و وقتی به خشکی رسیدیم دیگر چیزی نفهمیدیم و وقتی چشم باز کردم دیدم در بیمارستان هستم . ایشان در آن موقع حدود بیست و پنج روز در بیمارستان بستری بودند زیرا در این سه روز که در زیر آب بودند موجودات ریز آب در گوش و حلق و بینی ایشان اثر گذاشته بودند .

منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6202