شهید علیرضا داورزنی: تفاوت بین نسخهها
Salimpour98 (بحث | مشارکتها) |
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6514322 | + | کد شهید: 6514322 |
| − | نام : علیرضا | + | |
| − | نام خانوادگی : داورزنی تاریخ شهادت : 1365/04/12 | + | نام : علیرضا |
| − | نام پدر : اشرف مکان شهادت : | + | |
| + | نام خانوادگی : داورزنی | ||
| + | |||
| + | تاریخ تولد : | ||
| + | |||
| + | محل تولد : سبزوار | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1365/04/12 | ||
| + | |||
| + | نام پدر : اشرف | ||
| + | |||
| + | مکان شهادت : | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
| + | منطقه شهادت : | ||
| + | |||
| + | شغل : | ||
| + | |||
| + | یگان خدمتی : | ||
| − | |||
| − | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | + | |
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
گلزار : | گلزار : | ||
| + | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد . ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود . | + | از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد . ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود .<ref>[[ http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8624|سایت یاران رضا]]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۱
کد شهید: 6514322
نام : علیرضا
نام خانوادگی : داورزنی
تاریخ تولد :
محل تولد : سبزوار
تاریخ شهادت : 1365/04/12
نام پدر : اشرف
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد . ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود .[۱]