ویرایش‌ها

شهید حسین جوان‌نامی

۱۰۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵
یک بار که حسین آقا می خواست به جبهه برود . با پدرم برای بدرقه ی ایشان به راه آهن رفتیم . آنجا خیلی شلوغ بود حسین آقا عجله داشت که زودتر سوار قطار شود چون می ترسید از قطار جا بماند . به همین دلیل پدرم را در آغوش گرفت . صورتش را بوسید واز او خداحافظی کرد . اما فراموش کرد که از من خداحافظی کند داشت می رفت سوار قطار شود که او را صدا کردم و گفتم : حسین با من خداحافظی نکردی ایشان برگشت صورت مرا بوسید و گفت: هیچ وقت درس و مسجد را ترک نکنی از من هم خداحافظی کرد و رفت سوار قطار شد .
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید حسین جوان نامی6139.jpg
</gallery>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6139
Z.shams:
۷۸۶
ویرایش