متن کامل خاطره
به خاطر دارم قبل از این که برادران سپاه خبر شهادت پدرم را بیاورند شبش خواب دیدم یک هلی کوپتر روی خانه ما دور می زند. هلی کوپتر نشست و تابوتی از آن بیرون آوردند و دور خانه مانند طواف دادند .بعد دیدم پدرم ازآن تابوت بیرون آمد و سوار هلی کوپتر شد .پرسیدم پدر جان کجا؟ شما که تازه آمده اید.گفت من باید بروم و هلی کوپتر اوج گرفت ورفت به آسمان.از خواب بیدار شدم صبح شد.میخواستم بروم سر کلاس که معلم گفت زنگ سوم تعطیل است برو خانه.به منزل که آمدم دیدم جمعیت جمع هستند و می خواهند پدرم را تشییع کنند.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6149سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />