{{جعبه اطلاعات افراد نظامی نام : سیدمحمد |نام فرد = سید محمد حسینی همت آبادخانوادگی : حسینیهمتآباد |تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پروندهنام پدر :پرچم ایران.png|22px]] ایرانیعلیاصغر |شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|محل تولد = [[: مشهد]]|تاریخ شهادت = [[ ۱۳۶۵:1365/۶06/۱۰]]10|وفات = |مرگ = |محل دفن = [[بهشت رضا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = [[رزمنده]] |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =نام پدر[[علی اصغر]] }}مسئولیت : رزمندهگلزار : بهشترضا
خاطرات:
زمانیکه فرزندم سید محمد حسینی در [[جبهه]] بود یک شب در خواب دیدم در خانه نشسته بودم که یکی آمد و گفت: سید محمد دارد می آید. بلند شدم و دویدم به سمت حیاط. در جلوی حیاط دیدم یک جوان خوش قیافه ایستاده است به من سلام کرد. اولش او را نشناختم. گفتم: این جوان کیست؟ رنگش زرد بود، دستم را زیر سرش گذاشتم دیدم سر داشت و مغز سرش بیرون آمده بود که فهمیدم پسرم سید محمد است که مجروح شده است. از خواب بیدار شدم که بعدها خبر شهادتش را برایمان آوردند.او در سن 8 سالگی با پدرش رفتند به راهپیمایی پدرش او را با موتور برد تا بعد خودش بر گردد . وقتی که می خواست بر گردد یکی از ما موران طاغوت او را می بیند که عکس امام ( ره ) را دارد . به او می گوید که این چیست ؟ او هم می گوید : عکس امام است و از دست آنها فرار می کند و می رود به سمت خیابان [[تهران]] و ما به او گفتیم : هر وقت گم شدی آدرس را بگو نشانت می دهند و وقتی می پرسه اشتباهی نشانش می دهند . بعد او سر از جای دیگری در می آورد که دورتر از منزل ما بوده او وقتی می بیند که گم شده به موتور سواری که از آنجا می گذشت جریان را می گوید تا اینکه موتور سوار او را به منزل می آورد .
سایت:یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7326
== ردهها رده=={{ترتیبپیشفرض:سید محمد_حسینی محمد حسینی همت آباد}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]