کد شهید: 6520356 تاریخ تولد : {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = ابراهیم سنگریار|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: ابراهیم محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[سرخس]]نام خانوادگی : سنگریار تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/02۲/29۲۹]]نام پدر : حاجی مکان شهادت : |وفات = |مرگ = |محل دفن = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = رزمنده |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : = |تخصصها = |شغل : یگان خدمتی : = گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.|خانواده = نام پدر[[حاجی]] نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمندهگلزار : }}
==خاطرات==
یکی از همرزمان برادرم ابراهیم سنگریار نقل می کرد: شب قبل از عملیات بود که داخل سنگر در حال استراحت بودیم. دیدیم که شهید در خواب اسم زهرا را صدا میزد. برای همین ایشان را بیدار کردم و گفتم: چرا در خواب اسم زهرا را صدا می زدی؟ این زهرا چکاره است؟ ابراهیم گفت: زهرا خواهر بزرگ من است. ولی دوستان باور نمی کردند. فکر می کردند زهرا همسر ایشان می باشد. بعد خوابی را که دیده بود را برایم تعریف کرد. گفت: من بعد از فوت پدرم، اصلا خوابش را ندیده بودم تا اینکه الان در خواب دیدم که پدرم آمد و به من یک لیوان آب داد و رفت. آن شب شهید تا صبح نخوابِید تا اینکه تا روز عملیات، ایشان به خط مقدم رفتند و در آنجا به درجه رفیع شهادت نائل گردیدند. اما قبل از شهادتش یکی از دوستان را صدا زده بود و فقط گفته بود، این ساعت را از دستم باز کن و به مادرم بدهید و بگویید یادگاری از من داشته باشد.