شهید حسینقلی بلاغی
==زندگینامه==
در سال 1343 در روستای قاسم آباد سفلی چشم به جهان گشود تا این که به دوران نوجوانی رسید او به کارهای کشاورزی و کارگری مشغول شد تا یار و یاور خانواده باشد، با دوستان برای کار به شهرهای اطراف داراب و جهرم و شیراز سفر می کرد. اخلاق خوب، رفتار نمونه و پاکی اين شهيد عزيز زبانزد دوستان و هم محلی هایش بود. هیچ گاه خستگی و افسردگی در چهره اش دیده نمی شد، او دلسوز و مهربان بود و از کمک به هم نوعان دریغ نمی کرد، پایبند به اعتقاد مذهبی بود، صله ارحام را به خوبی انجام مي داد.
==وصیتنامه==
بسمه تعالی
« و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لاکن لا تشعرون»
والسلام
==خاطرات: == ===همرزم شهيد:===شهید بلاغي موقعی که خدمت سربازیش فرا رسید زمانی بود که نیروهای بعثی عراق به کشورمان تجاوز، و شهرهایی را اشغال کرده بودند؛ با همسالانش ندای امام را لبیک گفت و آماده خدمت شد. در پاییز سال 1361 با تعدادی از هم محلی های خود جهت دوران آموزشي راهی پادگان کرمان شد و سپس با اتمام آموزش نظامی به مناطق جنگی دهلران و مهران عزیمت نمود.
پس از 22 ماه خدمت خالصانه در مناطق جنگی جبهه های نبرد حق علیه باطل برای حفظ انقلاب اسلامی و کشورمان مبارزه کرد. یکی از همرزمانش که در عملیات والفجر مقدماتی زخمی شده بود چنین می گويد: شب عملیات بود من در عملیات شرکت کردم و زخمی شدم و از شدت درد ناله می کردم، دستور عقب نشینی داده بودند. آن شب تاریک در داخل کانال افتاده بودم و کسی نبود مرا به عقب ببرد، ناگهان برادر شهید حسینقلی که در عملیات بعدی شهید شد را بالای سرم دیدم، او مرا به پشت انداخت و با خستگی و مشکلات مرا به عقب آورد و اگر نمی آورد اسير می شدم.منبع سایت نوید شاهد