متن کامل خاطره
اشتباهی به جای جنازه برادرم محمد شهید دیگری آوردند و دفن کردند تقریبا چهلم برادرم جنازه اش را آوردند و گفتند جنازه شما این است این آدرس و پلاک در جیبش است.چون چهل روز گذشته شده بود متلاشی شده بود و شناخته نمی شد فقط از روی انگشتر ومدارک داخل جیبش تشخیص دادیمشب خواب دیدم ایشان آمدند و همان لباسهای بسیجی قشنگ بر تنش است درب را که باز کردم دیدم دارد میخندد وقهقه میزند گفتم داداش چرا میخندی شما که به شهادت رسیده ای و ما بدون غسل وکفن شما را دفن کردیم گفت مگر برایتان نشانی نیاوردند ؟ گفتم چرا آوردند گفت هیچ ناراحتی نداشته باشید من خوبم و جایم هم خوب است تا میخواستم دست بر بدنش بکشم که ببینم سالم است از خواب بیدار شدممنبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6793سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>