شهید مجتبی حسنی خوشدرگی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(پانویس)
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
یک شب در خواب دیدم مردم در جلو روستا جمع شده اند و خیلی شلوغ است مجتبی از داخل جمعیت جدا شد و آمد به من دست داد و گفت: من خدمت سربازیم را تمام کرده ام و این هم برگه پایان خدمتم من باور نکردم و گفتم: تو هر کاری بوده کردی. گفت: نه این برگه پایان خدمتم که من از خواب بیدار شدم و موضوع را به شوهرم و مادرم گفتم. و بعد از مدتی خبر شهادت فرزندم را آوردند.
+
یک شب در خواب دیدم مردم در جلو روستا جمع شده اند و خیلی شلوغ است مجتبی از داخل جمعیت جدا شد و آمد به من دست داد و گفت: من خدمت سربازیم را تمام کرده ام و این هم برگه پایان خدمتم من باور نکردم و گفتم: تو هر کاری بوده کردی. گفت: نه این برگه پایان خدمتم که من از خواب بیدار شدم و موضوع را به شوهرم و مادرم گفتم. و بعد از مدتی خبر شهادت فرزندم را آوردند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6779 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6779
+
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ ‏۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۳

کد شهید: 6404653 تاریخ تولد : نام : مجتبی‌ محل تولد : تربت ‌حیدریه نام خانوادگی : حسنی‌خوشدرگی‌ تاریخ شهادت : 1364/10/21 نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی محمد حسنی متن کامل خاطره

یک شب در خواب دیدم مردم در جلو روستا جمع شده اند و خیلی شلوغ است مجتبی از داخل جمعیت جدا شد و آمد به من دست داد و گفت: من خدمت سربازیم را تمام کرده ام و این هم برگه پایان خدمتم من باور نکردم و گفتم: تو هر کاری بوده کردی. گفت: نه این برگه پایان خدمتم که من از خواب بیدار شدم و موضوع را به شوهرم و مادرم گفتم. و بعد از مدتی خبر شهادت فرزندم را آوردند.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا