ویرایش‌ها

شهید سید احمد خنیاگر

۳۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۸
گلزار :
==خاطرات==
به یاد دارم در آخرین مرخصی که فرزندم سید احمد به مدت 20 روز در ماه رمضان آمده بود. بعد از اینکه 8 روز از مرخصی اش گذشت قصد کرد که به جبهه اعزام شود، هر چه ما اصرار کردیم که پسرجان 12 روز دیگر مرخصی داری بمان گفت: نه باید بروم بعد گفتم پس انشاءا... مرخصی بعد که آمدی همسرت را به خانه خواهیم آورد و مراسم عروسی ات را برپا می کنیم. شهید گفت: پدرجان من آرزوی دیگری دارم که انشاء ا... اگر برآورده شود از عروسی بهتراست، هنگامی که خدا حافظی کرد و خواست پوتین های خود را درپا کند، من با وضوح و آشکار دیدم که کفشها جلویش چرخید و جفت شدند و اینگونه شد که به دلم بات شد که ایندفعه دیگر برنمی گردد و شهید می شود که همانگونه نیزهم گردید.منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8264سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references/>
۱٬۴۲۱
ویرایش