ویرایش‌ها

شهید علیرضا رضویان دشت بیاض

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۷
خاطرات
- خاطره ای که قبل از تولد او دارم اینست . من در مأموریت بودم که آنجا شب خواب دیدم که مشرف شدم برای زیارت امام رضا (ع) چهار خادم دور یک سنگ نشسته بودند . و شیرینی وسط سنگ بود و سنگ هم بصورت کریستال روشنی بود . من رفتم جلو و دور سنگ نشستم و طواف کردم خادمی که ایستاده بود گفت : آقا چرا شیرینی بر نمیدارید گفتم : متشکرم . نمی خواهم گفت : نه، باید بردارید و بغیر از آن خدام کسی دیگر در حرم نبود من از خواب بیدار شدم این بود که صبح رفتم سر کار از مشهد تلفن زدم . گفتند : فرزند شما متولد شده حالا اسمش را چه بگذاریم و چون من چنین خوابی را دیده بودم گفتم : علیرضا .  منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10242سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش