ویرایش‌ها

شهید سید احمد حسینی فرزند عباس

۱۰۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳
*گشت ها یی که ما درتربت جام داشتیم بیشتر مرزی بود و با افرادی که کالای قاچاق از مرز می آوردند درگیر می شدیم . در آن هفت، هشت ماهی که گشت می رفتیم یکی دو بار درگیر شدیم . به خاطر دارم در مرز دوقارون به اتفاق سید احمد حسینی بودیم که مشاهده کردیم از دور افراد می آیند وقتی درحلقه محاصره ما قرار گرفتند 60 ـ 70 نفر با الاغ که بار داشتند در همان ن ی مه ها ی شب یکی دو نفر را ضرب و شتم کردیم . یکی از آنها از دهانش کمی خون آمد البته افغانی نبود از بچه ها ی خود مرز بود. وقتی که شهید حسینی دید از گوشه لب این جوان خون می آید با پنبه و وسایل موجود دهان او را شست و گفت: چیزی نشده دندانت یک مقدار به گوشه لبت گرفته و پاره شده مشکلی نیست.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7105 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:شهید سید احمد حسینی.jpg</gallery>
==پانویس==
<references />
۵۳
ویرایش