ویرایش‌ها

شهید علیرضا رضویان دشت بیاض

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۸
==خاطرات==
- *خاطره ای که قبل از تولد او دارم اینست . من در مأموریت بودم که آنجا شب خواب دیدم که مشرف شدم برای زیارت امام رضا (ع) چهار خادم دور یک سنگ نشسته بودند . و شیرینی وسط سنگ بود و سنگ هم بصورت کریستال روشنی بود . من رفتم جلو و دور سنگ نشستم و طواف کردم خادمی که ایستاده بود گفت : آقا چرا شیرینی بر نمیدارید گفتم : متشکرم . نمی خواهم گفت : نه، باید بردارید و بغیر از آن خدام کسی دیگر در حرم نبود من از خواب بیدار شدم این بود که صبح رفتم سر کار از مشهد تلفن زدم . گفتند : فرزند شما متولد شده حالا اسمش را چه بگذاریم و چون من چنین خوابی را دیده بودم گفتم : علیرضا .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10242 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
۲۱۸
ویرایش