ویرایش‌ها

شهید مرتضی داد محمدی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۸
وقتی که پدرم برای آخرین بار صورت برادر عزیز شهیدم را بوسید یک عطر و بوی دیگری داشت نامه ای نوشته بود که وصیتش را به همراه نامه فرستاده بود در نامه نوشته بود که اگر برگشتم آنرا نخوانید در غیر اینصورت بخوانید من به عمویم همه چیز را گفتم عمویم گفت : بازش نکن و به کسی هم چیزی نگو چون برادرم مرتضی خودش خواسته بود که مادرم چیزی نفهمد وقتی برای آخرین بار به مرخصی آمد گفتم چرا وصیت نوشتی ؟ گفت : فرقی نمی کند چه شهید شوم و چه نشوم باید وصیت داشته باشم گفتم : شوخی نکن تو بر می گردی بعد دو تا سیب قرمز به من داد و گفت : خواهر جان بگیر و هر مو قع که به آنها نگاه کردی یادت از من می آید من هم سیبها را کنار طاقچه گذاشتم و هر زمان که چشمم به سیبها می افتد به یاد برادر شهیدم مرتضی می افتم .
شهادت دوست عزیز همرزمم مرتضی داد محمدی در سال 1365 در منطقه ی جنوب منطقه ی شلمچه در عملیات کربلای چهار در شب عملیات حدود ساعت 12 شب که عملیات شروع شد بر اثر تیر مستقیمی که به او اصابت کرده بود از داخل آب بیرونش آوردند و به پشت خط انتقالش دادند .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8498 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8498=پانویس== <references/>
۱٬۴۲۱
ویرایش