شهید حسین حجی مقدم: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم. | من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم. | ||
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6579 | منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6579 | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:حسین حجی مقدم}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۰
| حسین حجی مقدم | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۷/۴/۴ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرخانلر |
خاطرات
بدون موضوع راوی متن کامل خاطره
من در تاریخ 65/6/29 در یکی از گردانهای رزمی به اتفاق سایر برادران مؤمن به انقلاب اعزام به جبهه های حق علیه باطل گردیدیم . که در مدت 45 روز در منطقه غرب کشور بودیم و مدت ده روز به مرخصی آمدیم و مجددا اعزام گشتیم به جنوب و به منطقه اهواز رهسپار گشتیم ،از آنجائیکه فداکاریهای سایر رزمندگان را میدیدیم . روز به روز عشق و علاقه ما بیشتر ی گردید و از آن مذوران صدامی که چه کارهای خانمان سوزی انجام می داند و خون ما را به جوش می آورند تا اینکه در یکی از عملیاتهای که به نام کربلای 4 بود توفیق یافتیم که به قلب دشمنان هجوم ببریم و در منطقه شلمچه به ما مأموریت دادند و از آنجائیکه که عشق و ایمانی بسیار به دلهایمان نقش بسته است هیچ مانعی اعم از غذا و استراحت و ... سد را همان نبود و فقط هدفمان انجام وظیفه و ادای دینمان به جمهوری اسلامی ایران بوده است . در شب 65/10/3 ساعت 11/30 دقیقه همانطور که در حال پیشروی بودیم یک مرتبه پای چپم به مینی بر خورد کرده و مجروح گردیدم و بسیاری از بیرون نخواهد رفت . پس مرا بوسیله آمبولانسی به طور فوری بیمارستان انتقال داده و چند واحد خونی به من وصل نمودند و پس از آن مرا به شیراز منتقل کردندو در یکی از بیمارستانهای شیراز به مدت 10 روز بستری بودم و بعدا به مشهد انتقال یافتم. منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6579