متن کامل خاطره
آخرین دفعهاى که حسین مىخواست به جبهه برود با سه نفر از دوستانش هماهنگى کرده بودند که شبانه یک تاکسى کرایه کنند و خود را به راه آهن برسانند. هنگام خداحافظى حسین از ما خواست حلالیت مىکرد و من گریه مىکردم چند روزى از رفتن حسین نگذشته بود که جنازه او را آوردند.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=690سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:حسین حسین زاد }}