در آخرین روزی که علی اصغر می خواست به جبهه برود ما می خواستیم خانه مان را عوض کنیم او به ما کمک کرد تا اسباب خانه را جابجا کنیم بعد از تمام شدن کار به خاطر این که من کمی با پدر و مادرم بحث داشتم من را کنار کشید و گفت : این پدر و مادر تنها سرمایه ی زندگی ما هستند و نباید آنها را از خود برنجانیم .<ref> [http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11778 سایت یاران رضا] </ref>
منبع : سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11778=پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:علی اصغر سلیمی}}