ویرایشها
خاطرات:
شبی خواب دیدم که سید محمد شهید شده است . به ایشان گفتم : محمد جان کجا بودی پاسخ داد در عراق بودم . از او پرسیدم در آنجا با شما چکار می کنند . گفت : مادر جان ،آنجا خون ما را خشک می کنند . که از خواب بیدار شدم و فردای آن روز ساعت 2 بعد از ظهر رادیو اعلام کرد که عملیاتی در پیش است که آنجا به دلم افتاد که محمد در این عملیات شهید می شود . همانگونه هم شد وخبر مفقد الاثر شدنش را آوردند وهنگامیکه چنازه مطهر ایشان را بعد از حدود 9 ماه در منطقه در زیر برفها پیدا کردند که می بینند جنازه خشک شده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11979 سایت یاران رضا]</ref>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:سید محمد سید حسینی}}