ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید سید ابوالفضل سجادی خور

۳۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۴
خواب دیدم باغ خیلی بزرگی داریم، داخل باغ رفتم . ابوالفضل نیز بود، چند تا درخت گل بسیار معطر و خوش بو بودند ابوالفضل که می دانستم شهید شده است روی شانه ام می زد و می گفت هر چه این از گل های معطر می خواهی برای خودت بچین . روسری را پر از گل کردیم . گفت : بس است؟ گفتم : بس است، برویم مادرجان . گفت : برو اینها را به محمد بده من اینجا هستم، هر چه اصرار کردم خودش نیامد ولی مرا فرستاد . منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11356سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید_ابوالفضل_سجادی_خور}}
۲٬۱۷۷
ویرایش