ویرایش‌ها

شهید محمد عارفی

۵۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۱
متن کامل خاطره
*زمانی که محمد در جبهه به شهادت رسید، خواب دیدم که یک تابوت روی سرم گرفتم و با یک شیشه گلاب به سمت باغمزار حرکت می‌کنم. به آنجا که رسیدم، پای یک درخت را با دستهایم گور کردم و تابوت را در آن دفن کردم وبه رویش گلاب پاشیدم و سپس به خانه برگشتم. صبح که از خواب بیدار شدم در اولین کلامم به فرزندانم گفتم: محمد شهید شده، بچه‌ها گفتند: نه مادر، چرا این حرف را می‌زنی و این فکرها را می‌کنی، گفتم: دیشب خوابش را دیده‌ام که شهید شده است. و همانگونه نیز شد. همان‌روز کم‌کم خبر شهادت فرزندم را به ما دادند.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14136سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
۲٬۱۷۷
ویرایش