ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید جواد سراج طرقبه

۲۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸
به خاطر دارم زمانیکه برادرم جواد به مدرسه می رفت در بسیج دانش آموزی مدرسه شان ثبت نام کرده بود که در بسیج اعلام کرده بودند برای اعزام به جبهه ثبت نام می کنند و ایشان جزء نفرات اوّلی بود که رفته بود و ثبت نام کرده بود . چون آن موقع بنده در جبهه حضور داشتم به ایشان گفتم : من به جبهه رفته ام تو درس بخوان که درس خواندن هم یکجورجهاد در جنگ است . گفت : حالا که شما رفته اید نمی خواهید من بروم؟ گفتم : اختیارت دست من نیست ولی می گویم برو درست را بخوان . اما از آنجایی که شهید به جبهه عشق وعلاقه فراوان داشتند و می خواست خودش جبهه را تجربه کند چون کلاسهای تیراندازی هم شرکت کرده بود علاقه اش به جبهه رفتن چند برابر شده بود برای همین یکروز نزد پدرم که پیرمرد از کار افتاده بود رفت و خواست رضایتش را جلب کند تا اجازه بدهد او هم به جبهه برود اما چون پدرم ایشان را خیلی دوست داشتند و شهید آخرین بچه شان بود مخالفت می کرد و می گفت : نرو با این حال شهید رفته بود و شناسنامه اش که کوچک بود تاریخ تولدش را دستکاری و فتوکپی گرفته بود تا بتواند به جبهه بیاید . وقتی ایشان به جبهه اعزام شدند در نامه ای از پدر و مادرم عذر خواهی کرد و هنگامیکه ایشان برای اولین بار به مرخصی آمده بود . از ایشان پرسیدم در جبهه چکارمی کنی؟ شهید هم گفت : چون سنم کم است کاری به من نمی دهند ولی من با حمل یک کلمن آب به دستم رزمندگان را آب می دهم . منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11389سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:جواد_سراج_طرقیه}}
۱٬۴۲۱
ویرایش