نقش زنان در قیام عاشورا: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «بسم الله الرحمن الرحیم نقش زنان در قیام عاشورا نقش زنان اعم از اهل بیت امام...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
_زنان بنی هاشم | _زنان بنی هاشم | ||
| − | نقش خاندان عصمت و طهارت اگرچه بعد از شهادت امام حسین ع و یاران باوفایش آغاز می شود ولی در روز عاشورا حضوری موثر در تجهیز مردان و فرزندان و تشویق آ نها برای مبارزه داشتند. خصوصا حضرت زینب (س) همه اوضاع جبهه و پشت آن را زیر نظر داشت تا در ضبط و ثبت حادثه ای که مسؤولیت فردا به او محول می شود ذره ای غفلت نشود. ام کلث وم رباب و دیگر زنان حرم نیز در آماده سازی رزم و تشویق فرزندان و دلداری کودکان نقش مهمی را برعهده داشتند و هر یک با انجام مسؤولیت خویش دین شرعی خود ار در درخشش حماسه ای جاوید در تاریخ بشریت ادا کردند. | + | نقش خاندان عصمت و طهارت اگرچه بعد از شهادت امام حسین ع و یاران باوفایش آغاز می شود ولی در روز عاشورا حضوری موثر در تجهیز مردان و فرزندان و تشویق آ نها برای مبارزه داشتند. خصوصا حضرت زینب (س) همه اوضاع جبهه و پشت آن را زیر نظر داشت تا در ضبط و ثبت حادثه ای که مسؤولیت فردا به او محول می شود ذره ای غفلت نشود. ام کلث وم رباب و دیگر زنان حرم نیز در آماده سازی رزم و تشویق فرزندان و دلداری کودکان نقش مهمی را برعهده داشتند و هر یک با انجام مسؤولیت خویش دین شرعی خود ار در درخشش حماسه ای جاوید در تاریخ بشریت ادا کردند.<ref>نرم افزار زن و دفاع مقدس | بسیج جامعه زن</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۶
بسم الله الرحمن الرحیم
نقش زنان در قیام عاشورا
نقش زنان اعم از اهل بیت امام حسین (ع) و دیگران که به همراه همسران و پسران خود پا به معرکه ی قیام نهادند، از جهات مختلف حائز اهمیت است که عمده ترین آنها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: 1- تشویق مردان و فرزندان به فداکاری بیشتری در راه امام حسین ع 2- عهده داری تبلیغات روانی جنگ در جهت بهره گیری از حداکثر توان رزمندگان در راه مبارزه 3- کمک های پشتیبانی بر اساس امکانات موجود و بستن زخم های سطحی مردان و روانه کردن دوباره ی آنان به سوی میدان. 4- بدرقه ی مردان تا میدان نبرد به همراه دعا و رجزخوانی های موثر. 5- حمایت های تدافعی از رزمندگان که منجر به شهادت برخی از آنان شده بود. 6- دلجویی از کودکان و حفظ حریم خیمه ها و برخورد انتقام گرایانه با دشمن. موارد فوق محوردهای اصلی وظایف زنان در قیام عاشوراست که عموماً به آن عمل می نمودند. ولی ذکر نمونه هایی از آن در اینجا گوشه ای از مقاومت و پایداری تحسین برانگیز آنان را نشان می دهد.
_ همسر مسلم بن عوسجه
مسلم بن عوشجه اولین شهید از صحابه ی امام حسین ع است. دلاوری هایی که این مرد در حملات اولیه با دشمن از خود نشان داد حیرت همگان را برانگیخت. همسر بزرگوار و پسر او هم در کربلا حضور داشتند. با تشویق مادر پسر نوجوان مسلم بن عوسجه روانه ی میدان شد. امام حسین ع که او در صحنه ی پیکار مشاهده کرد پس از نوازش بسیار فرمود: ای نوجوان به خیمه برگرد زیرا پدرت به شهادت رسیده است و اگر تو هم به شهادت برسی مادرت تنها می ماند. پسر مسلم بن عوسجه امرامام را اطاعت کرد و به سوی خیمه برگشت . مادرش از این مراجعت پریشان شد و فریاد زد: پسرم! آیا سلامتی خود را بر یاری و نصرت پسر فاطمه (س) ترجیح می دهی؟ اگر به میدان برنگردی هرگز تو را حلال نخواهم کرد و از تو راضی نخواهم شد. پسر مسلم بن عوسجه با تتشویق مادر به میدان برگشت و بر دشمنان یورش برد مادرش در حالی که نبرد او را تماشا می کرد برای تحریک و تهییج او می گفت: پسرم! از تشنگی نترس که همین ساعت از دست ساقی کوثر سیراب خواهی شد وی مردانه پیکار کرد تا این که به شهادت رسید. پس از آن دشمن سر بریده اش را به سوی مادرش انداخت. آن مادر شجاع سر بریده ی پسر را برداشت و به او آفرین گفت و آنچنان شوق و شادی از خود نشان داد که حاضران در صحنه از مشاهده ی حالات او منقلب شدند.
_مادر عمرو بن جناده
جناده بن حارث در حمله ی اول دشمن به شهادت رسید. کودک نوجوان او به نام عمرو بن جناده بر اثر تشویق مادرش خدمت امام حسین ع رسید و اذن پیکار با دشمنان را از امام طلب نمود. امام حسین ع فرمود: این کودک، پدرش پیش از این به شهادت رسیده و شاید مادرش راضی به خروج او نباشد عمرو بن جناده گفت: مولا! مادرم مرا به این کار تشویق کرده و شمشیر به دستم داده است تا در راه شما فداکاری کنم. سرانجام حضرت اباعبدالله ع اجازه ی ر فتن به میدان نبرد را به او داد. عمروبن جناده با رشادت و دلاوری جنگید تا این که به شهادت رسید. دشمنان سر بریده ی او را به سوی لشکر امام حسین ع پرتاب کردند. مادر عمرو سر بریده ی پسرش را گرفت و به او خطاب کرد: آفرین بر تو ای فرزندم! ای مایه ی سرور دلم ای نور چشمانم! آنگاه عمودی را از خیمه برداشت و بر دشمن ح مله کرد، در حالی که این رجز را میخواند: انا عجوز سیدی ضعیفه خاویه بالیه نحیفه اضربکم بضربکم بضربه عنیفه دون بنی فاطمه الشریفه این زن فداکار دو نفر از لشگریان کفر را با عمود خیمه از پای درآورد و به جهنم روانه نمود. آنگاه امام حسین ع امر فرمود تا او را به خیمه گاه برگردانند و در حق او دعای فراوان نمود.
_ شهادت ام وهب
عبدالله بن عمیر به اتفاق مادر و همسرش ام وهب در اردوی لشگر امام حسین ع حضور داشتند. مادر عبدالله به او گفت: فرزندم! برخیز و به یاری فرزند دختر رسول الله (ص) بشتاب. عبدالله گفت: آری ای مادر بر میخیزم و کوتاهی نمی کنم و در پی آن برخاست و با حالت رجز خوانی بر دشمن یورش برد. پس از به هلاکت رساندن تعدادی از دشمنان نزد مادر و همسرش برگشت و گفت: ای مادر! راضی شدی؟ مادرش پاسخ داد: راضی نمیشوم مگر اینکه در راه مبارزه و دفاع از آقایت امام حسین ع به شهادت نائل گردی. عبدالله بنم عمبر مججدا روانه ی میدان شد و پس از نبردی جانانه زخمی شد. همسرش به سرعت به سوی او شتافت در حالیکه می گفت: پدر و مادرم فدای تو باد در راه پاکان و از حریم رسول الله (ص) دفاع کن. همسر عبدالله وقتی به او رسید کوشید تا او را به خیمه گاه برگرداند. اما او گوشه ی جامه اش را گرفته و می گفت: برنمیگردم تا اینکه با تو کشته شوم. امام حسین(ع) که این صحنه را دید فرمود: خداوند جزای خیر به شما بدهد نزد زنان برگرد. ام وهب برای اطاعت از دستور مولایش به خیمه بازگشت آنگاه عبدالله بن عمیر مجددا مشغول پیکار شد تا اینکه سرانجام به شهادت رسید. پس از آن بار دیگر ام وهب به میدان رفت و بر بالین شوهر غرقه به خونش نشست و چهره اش را از خون پاک کرد. در آن حال شمر ملعون او را دید. لذا به غلامش دستور داد تا بر آن زن حمله کند. غلام شمر با عمودی که در دست داشت بر فرق زن دلاور کوبید و او را در کنار پیکر مطهر شوهرش به شهادت رسانید. بدین ترتیب ام وهب اولین زن شهید از لشگر امام حسین (ع) بود.
_ همسر زهیر بن القین
زهیر بن القین در قیام عاشورا فرماندهی میمنه ی سپاه امام حسین ع را به عهده داشت. وی در همان سالی که امام حسین ع از مکه به سوی عراق خارج شد از مکه به سوی کوفه می رفت تا اینکه روزی در یک منزل به هم رسیدند. امام حسین ع فردی را نزد او فرستاد تا او را به همراهی امام در حرکت عظیم عاشورا دعوت نماید. یکی از ه مراهان زهیر نقل می کند:در حالی که ما سر سفره ی نهار نشسته بودیم فرستاده ی امام حسینع به سوی ما آمد سلام کرد و داخل شد و گفت: ای زهیر بن القین! آقا عبدالله الحسین (ع) مرا به سوی تو فرستاده تا نزد ایشان بروی. وقتی این کلام را شنیدیم همگی لقمه ها را از دهان ها خارج کرده و مبهوت ماندیم . ناگهان همسر زهیر گفت: سبحان الله! آیا اباعبدالله الحسین فرزند رسول الله فرستاده ای را به سوی شما می فرستد اما شما نزد ایشان نمی روید؟ سزاوار این است که نزد امام حسین ع بروید و به فرمایش ایشان گوش فرا دهید. بر اثر تشویق همسر زهیر منقلب شد و به ملاقات امام حسین ع شتافت. چندی نگذشت که با چهره ای گشاده و خندان برگشت و دستور داد که خیمه و بار و متاعش را جمع کنند. پس از آن به کاروان امام حسین ع ملحق شد. در آن حال زهیر به همسرش گفت: من تصمیم گرفته ام در راه امام حسین ع فداکاری کنم و شما آزادید که به خانه ی خویشانتان بروید. آن زن بشدت گریست و با او وداع کرد و گفت: خداوند یار و یاور تو باشد و آنچه خیر است برای تو قرار دهد. درخواست من این است که روز قیامت نزد رسول الله جد حسین بن علی علیه السلام مرا شفاعت کنی.زهیر پس از وداع با همسر و یارانش راهی اردوگاه حسینی شد و پس از آن که دلاوری های قابل تحسینی از خود نشان داد سرانجام در روز قیامت به شهادت رسید.
_ مادر وهب بن حباب
مرحوم علامه ی مجلسی درباره ی وهب می نویسد:در حدیثی دیدم که وهب در آغاز مسیحی بود او و مادرش به برکت وجود امام حسین علیه السلام مسلمان شدند. وه ب در مبارزه روز عاشورا بیست و چهار نفر پیاده و دوازده سواره را به قتل رساند آنگاه به اسارت گرفته شد وقتی او را نزد عمر سعد بردند به او گفت: حملات تو خیلی سخت بود! آنگاه دستور داد سرش را بریدند و به سوی خیمه گاه امام حسین علیه السلام پرتاب نمودند. مادر وهب سر فرزندش را گرفت آنرا بوسید و به سوی لشگر عمرسعد پرتاب کرد و گفت: چیزی را که در راه خدا دادم پس نمی گیرم. امام حسین ع به او فرمود: ای ام وهب! برگرد. تو و فرزند با رسول الله خواهی بود. تکلیف جهاد از زنان برداشته شده است . تکلیف جهاد از زنان برداشته شده است. ام وهب برگشت در حالی که می گفت: پروردگارا امیدم را قطع نفرما. امام حسین ع فرمود: خداوند امیدت را ق طع نمی کند ای ام وهب. به هر حال ام وهب با این فداکاری خود را الگوی مادران شهید در تاریخ شیعه قرار داد.
_همسر علی بن مظاهر اسدی
علی ابن مظاهر برادر حبیب ظاهر بود که به اتفاق همسرش در کربلا حضور داشت. امام حسین ع در شب عاشورا پس از آنکه شهادت همه را خبر داد فرمود: هر کس همسر خود را به همراه آورده است او را نزد قبیله ی بنی اسد که در همان حوالی بود ببرد. علی ابن مظاهر برخاست و پرسید: ای مولای من! چرا باید چنین کنیم. امام حسین ع فرمود: بعد از کشتن من اهل بیتم به اسارت گرفته می شوند و من نمی خواهم همسران شما را هم به اسارت برند. علی بن مظاهر پس از شنیدن کلام امام علیه السلام به سوی خیمه اش رفت و فرمایش امام حسین ع را درباره ی شهادت امام و یارانش و اسارت اهل بیت برای همسرش بازگو کرد. همسرش گفت: حالا شما چه تصمیمی دارید؟ علی ابن مظاهر پاسخ داد: برخیز تا ترا به خویشاوندانت در قبیله ی بنی اسد ملحق سازم. همسر او که این سخن را شنید برخاست و سر خود را به عمود خیمه کوبید و قاطعانه گفت:ای فرزند مظاهر به خدا سوگند که با من به انصاف رفتار نکردی. آیا برای تو خوشایند است که دختران پیامبر ص به اسارت بروند و من از اسارت ایمن باشم؟ آیا سزاوار است که تو نزد رسول الله (ص) رو سفید باشی و من نزد فاطمه زهرا(س) رو سیاه؟ انصاف این است که شما با مردان مساوات کنی و من با زنان اهل بیت (ع). علی ابن مظاهر که به شدت تحت تاثیر برخورد ایثارگرانه ی همسرش قرار گرفته بود نزد پیشوای خود امام حسین (ع) رفت.امام فرمود: چه چیزی ترا به گریه انداخته است؟ علی ابن مظاهر گفت: ای مولا و ای سرور من! اسدیه از رفتن نزد بنی اسد امتناع می کند. او خواهان مساوات با شماست. امام حسین(ع) در جواب فرمود: خداوند شما را جزای خیر دهد.
_ طوعه، پناهگاه حضرت مسلم (ع)در کوفه
می دانیم که در پسخ به دعوت نامه های مکرر کوفیان برای بیعت با امام حسین علیه السلام سرانجام مسلم بن عقیل به نمایندگی از طرف امام به کوفه رهسپار شد. اما کوفیان علی رغم بیعت با او در شب قیام در حین ادای نماز مغرب حضرت مسلم را تنها گذاردند و او تنها و غریب در کوچه ها سرگردان ماند، تا اینکه به خانه ی زنی به نام طوعه رسید. این زن کنیز اشعث بن قیس بود که آزاد شده و به ازدواج مردی به نام اسید خصومی درآمده بود و فرزندی از او بنام بلال داشت و در آن شب پر التهاب در کنار حیاط منتظر مراجعت او به منزل بود. حضرت مسلم ع وقتی طوعه را دید نزدیک آمد و پس از عرض سلام از او مقداری آب طلب کرد طوعه جام آبی برای مسلم اورد در حالی که او را نمی شناخت. مسلم بن عقیل آب را نوشید اما از آنجا نرفت. طوعه آب را داخل خانه گذاشت و بازگشت اما دید که مسلم هنوز بر در منزل ایستاده است به او گفت: ای بنده ی خدا! مگر آب را ننوشیدی؟ فرمود: چر! طوعه گفت: پس برخیز و به خانه ی خود برو. در این حال حضرت مسلم ساکت ماند. دوباره طوعه کلام خود را تکرار کرد. برای بار سوم طوعه گفت: ای بنده ی خدا بودن تو در این وقت شب بر درخانه ی من شایسته نیست و من هم آن را برای تو حلال نمی کنم. حضرت مسلم وقتی این سخن را از طوعه شنید، برخاست و فرمود: ای بنده ی خدا مرا در شهر کوفه خانه ای نیست و غریبم. آیا ممکن است به من احسان کنی و مرا در خانه پناه دهی؟ شاید من بعدا پاداش عمل تو را بدهم. طوعه عرض کرد: مگر شما چه کسی هستید؟ فرمود: من مسلم بن عقیل هستم. کوفیان مرا فریب دادند و از دیار خود آواره ام ساختند و دست از یاری من برداشتند و مرا تنها و بی کس رها کردند. .. گفت: حسین را می شناسی با وفا؟ گفت: دلم نبود دمی از او جدا. گفت: تو میدانی که مسلم در کجاست؟ گفت: گمان دارم که او صاحب صداست. درگشا ای طوعه! مهمان نما در درون خانه پنهانم نما. طوعه او را به منزل راه داد و از تکریم و پذیرایی سفیر امام حسین ذره ای دریغ نکرد. پس بلال وقتی به منزل آمد واز ماجرا مطلع گشت صبحگاهان خبر را به عبیدالله بن زیاد رساند.عبیدالله ماموران را برای دستگیری به خانه ی طوعه فرستاد. چون صدای پای اسبان و ماموران به گوش م سلم رسید از جای برخاست و خود را برای دفاع اماده نمود. سرانجام پس از نبردی سهمگین مسلم را به ظاهر اما دادند ولی به او خیانت کرده پس از زخمی نمودن او را نزد عبیدالله بردند و به طرز هولناکی به شهادت رساندند.
_زنان بنی هاشم
نقش خاندان عصمت و طهارت اگرچه بعد از شهادت امام حسین ع و یاران باوفایش آغاز می شود ولی در روز عاشورا حضوری موثر در تجهیز مردان و فرزندان و تشویق آ نها برای مبارزه داشتند. خصوصا حضرت زینب (س) همه اوضاع جبهه و پشت آن را زیر نظر داشت تا در ضبط و ثبت حادثه ای که مسؤولیت فردا به او محول می شود ذره ای غفلت نشود. ام کلث وم رباب و دیگر زنان حرم نیز در آماده سازی رزم و تشویق فرزندان و دلداری کودکان نقش مهمی را برعهده داشتند و هر یک با انجام مسؤولیت خویش دین شرعی خود ار در درخشش حماسه ای جاوید در تاریخ بشریت ادا کردند.[۱]
پانویس
- ↑ نرم افزار زن و دفاع مقدس | بسیج جامعه زن