شهید علی ‌رضا سنجری‌: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
علیرضا هشت ساله بود از دوره قرآن می آمد ساعت دوازده شب بود دیدم یک قرآنن جیبی توی دستش گرفته .گفت مادر از جلسه قرآن می آ مدم نزدیک مدرسه بودم این قدر می ترسیدم دیدم یک سید نورانی جلویم مجسم شد این قرآن را به من داد دستش را به پشتم زد و گفت : برو محمد نترس انشاءا... در سن بلوغ یک فرد با شهامت و شجاعی خواهی شد .پدر و مادرت نیز به مسافرت می روند .سه چهار سال بعد با پدر خدا بیامرزش به مکه مشرف شدیم .و تا جایی که یادم می آید همیشه آن قرآن همراهش بود و بعد از شهادت دیگر آن را ندیدم .
+
علیرضا هشت ساله بود از دوره قرآن می آمد ساعت دوازده شب بود دیدم یک قرآنن جیبی توی دستش گرفته .گفت مادر از جلسه قرآن می آ مدم نزدیک مدرسه بودم این قدر می ترسیدم دیدم یک سید نورانی جلویم مجسم شد این قرآن را به من داد دستش را به پشتم زد و گفت : برو محمد نترس انشاءا... در سن بلوغ یک فرد با شهامت و شجاعی خواهی شد .پدر و مادرت نیز به مسافرت می روند .سه چهار سال بعد با پدر خدا بیامرزش به مکه مشرف شدیم .و تا جایی که یادم می آید همیشه آن قرآن همراهش بود و بعد از شهادت دیگر آن را ندیدم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11834 سایت یاران رضا]</ref>
  
منبع: سایت یاران رضا 
+
==پانویس==
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11834
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۳

کد شهید: 6710673

نام : علی‌رضا

نام خانوادگی: سنجری

نام پدر:علی‌اکبر

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1367/05/05

مکان شهادت : شلمچه

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : خواجه‌ربیع‌

خاطرات

علیرضا هشت ساله بود از دوره قرآن می آمد ساعت دوازده شب بود دیدم یک قرآنن جیبی توی دستش گرفته .گفت مادر از جلسه قرآن می آ مدم نزدیک مدرسه بودم این قدر می ترسیدم دیدم یک سید نورانی جلویم مجسم شد این قرآن را به من داد دستش را به پشتم زد و گفت : برو محمد نترس انشاءا... در سن بلوغ یک فرد با شهامت و شجاعی خواهی شد .پدر و مادرت نیز به مسافرت می روند .سه چهار سال بعد با پدر خدا بیامرزش به مکه مشرف شدیم .و تا جایی که یادم می آید همیشه آن قرآن همراهش بود و بعد از شهادت دیگر آن را ندیدم .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا