شهید رجبعلی عزتی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۴۹: | سطر ۴۹: | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:رجب_علی_عزتی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۳
| رجبعلی عزتی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | سبزوار |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۱/۳۰ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | نامشخص |
| خانواده | نام پدرابراهیم |
گروه مربوط
خاطرات
آخرین جملات شهید
موضوع آخرين جملات شهيد
راوی محمد حیدری
متن کامل خاطره
پنج روز قبل از عملیات بود . ما در پادگان شهید چراغچی بودیم . دو روز به عملیات مانده بود که آماده بودیم بعد یکی از دوستان بنام سید موسی ذاکری که الان از بچه های سپاه هستند با رجب علی بودند . نزدیک غروب آفتاب بود که ما دیدیم با یک ماشین جیپ آمد . بعد من را صدا زد و گفت : من می خواهم بروم به خط . من گفتم عملیات فردا شروع می شود شما از الان می خواهید بروید چه کار کنید؟ او گفت : من می خواهم با آقای ذاکری بروم . چون آقای ذاکری مسئول موتوری بود با ایشان با هم بودند . رجب علی گفت : من می خواهم بروم منطقه را یک بازدید بکنم که موقع عملیات مشکلی نداشته باشیم . و بعد از آن او را ندیدم . که بعد از 3 شب که ما از عملیات برگشتیم به مقر بعد پسر دایی ام به من گفت : که آقای عزتی شهید شده است.[۱]