شهيد جعفرمیرزا زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
شهيد جعفر میرزازاده  
+
شهید جعفر میرزازاده  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
در سال 1337 در يک خانواده مذهبي در شهرستان [[فسا]] ديده به جهان گشود و دوران تحصيل خود را در فسا گذراند. از همان کودکي نسبت به درس و تحصيل و ياد گرفتن مسائل ديني و شرعي خود بسيار کوشا بود. او در سال 1357 با خانواده اي مذهبي آشنا شد در حالي که نسبت به آينده خويش احساس مسئوليت مي کرد. سپس به امر مهم ازدواج اهتمام ورزيد که حاصل اين ازدواج دو فرزند پسر و يک فرزند دختر مي باشد.
+
در سال 1337 در یک خانواده مذهبی در شهرستان [[فسا]] دیده به جهان گشود و دوران تحصیل خود را در فسا گذراند. از همان کودکی نسبت به درس و تحصیل و یاد گرفتن مسائل دینی و شرعی خود بسیار کوشا بود. او در سال 1357 با خانواده ای مذهبی آشنا شد در حالی که نسبت به آینده خویش احساس مسئولیت می کرد. سپس به امر مهم ازدواج اهتمام ورزید که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر و یک فرزند دختر می باشد.
از لحاظ اخلاقي فردي بسيار متين، آرام و مهربان بود و نسبت به وظايف و تکاليف ديني خود مقيد بود، او با صبر و استقامت خود، درس هايي را به ما نيز مي آموخت و هيچ گاه شکايت و گله اي نداشت و احساس رضايت مي کرد تا اين که سرانجام در تاریخ 1373/11/05 به ديدار معبودش شتافت.
+
از لحاظ اخلاقی فردی بسیار متین، آرام و مهربان بود و نسبت به وظایف و تکالیف دینی خود مقید بود، او با صبر و استقامت خود، درس هایی را به ما نیز می آموخت و هیچ گاه شکایت و گله ای نداشت و احساس رضایت می کرد تا این که سرانجام در تاریخ 1373/11/05 به دیدار معبودش شتافت.
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
===• خانواده ي شهيد:===
+
===• خانواده ی شهید:===
شهید بزرگوار در سال 1353 به خدمت ارتش در پادگان تیپ 37 زرهی [[شیراز]] درآمد و شغل شریف نظامی که خدمت به کشور است را انتخاب کرده و انجام وظیفه مي نمود. او در جبهه رانندگی [[تانک چیفتن]] را به عهده می گیرد که در همان موقع به اسارت دشمن بعثی در مي آيد و مدت دو سال و نیم در اسارت بود و جراحات زیادی به او وارد می شود و ترکشی که در سرش بود سبب شد كه به ناراحتی اعصاب دچار شود، ما در مدت اسارت هیچ خبری از ایشان نداشتیم.
+
شهید بزرگوار در سال 1353 به خدمت ارتش در پادگان تیپ 37 زرهی [[شیراز]] درآمد و شغل شریف نظامی که خدمت به کشور است را انتخاب کرده و انجام وظیفه می نمود. او در جبهه رانندگی [[تانک چیفتن]] را به عهده می گیرد که در همان موقع به اسارت دشمن بعثی در می آید و مدت دو سال و نیم در اسارت بود و جراحات زیادی به او وارد می شود و ترکشی که در سرش بود سبب شد كه به ناراحتی اعصاب دچار شود، ما در مدت اسارت هیچ خبری از ایشان نداشتیم.
در سومار مفقودالاثر شد و بر اثر مجروحیت زیاد جانباز «62 و نیم درصد» محسوب می شد و ترکش هایی که در پای چپش بود قسمتی از پایش را لاغر کرده بود و راه رفتن را برایش مشکل مي ساخت، درد زیادی را تحمل می کرد و تا زمان شهادت، همچنان ترکش در سرش بود، خدا را شکر مي كرد و آرزویش شهادت و دیدار پروردگار بود.
+
در سومار مفقودالاثر شد و بر اثر مجروحیت زیاد جانباز «62 و نیم درصد» محسوب می شد و ترکش هایی که در پای چپش بود قسمتی از پایش را لاغر کرده بود و راه رفتن را برایش مشکل می ساخت، درد زیادی را تحمل می کرد و تا زمان شهادت، همچنان ترکش در سرش بود، خدا را شکر می كرد و آرزویش شهادت و دیدار پروردگار بود.
  
  
 
منبع:سایت نویدشاهد
 
منبع:سایت نویدشاهد

نسخهٔ ‏۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷

شهید جعفر میرزازاده

زندگینامه

در سال 1337 در یک خانواده مذهبی در شهرستان فسا دیده به جهان گشود و دوران تحصیل خود را در فسا گذراند. از همان کودکی نسبت به درس و تحصیل و یاد گرفتن مسائل دینی و شرعی خود بسیار کوشا بود. او در سال 1357 با خانواده ای مذهبی آشنا شد در حالی که نسبت به آینده خویش احساس مسئولیت می کرد. سپس به امر مهم ازدواج اهتمام ورزید که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر و یک فرزند دختر می باشد. از لحاظ اخلاقی فردی بسیار متین، آرام و مهربان بود و نسبت به وظایف و تکالیف دینی خود مقید بود، او با صبر و استقامت خود، درس هایی را به ما نیز می آموخت و هیچ گاه شکایت و گله ای نداشت و احساس رضایت می کرد تا این که سرانجام در تاریخ 1373/11/05 به دیدار معبودش شتافت.

خاطرات

• خانواده ی شهید:

شهید بزرگوار در سال 1353 به خدمت ارتش در پادگان تیپ 37 زرهی شیراز درآمد و شغل شریف نظامی که خدمت به کشور است را انتخاب کرده و انجام وظیفه می نمود. او در جبهه رانندگی تانک چیفتن را به عهده می گیرد که در همان موقع به اسارت دشمن بعثی در می آید و مدت دو سال و نیم در اسارت بود و جراحات زیادی به او وارد می شود و ترکشی که در سرش بود سبب شد كه به ناراحتی اعصاب دچار شود، ما در مدت اسارت هیچ خبری از ایشان نداشتیم. در سومار مفقودالاثر شد و بر اثر مجروحیت زیاد جانباز «62 و نیم درصد» محسوب می شد و ترکش هایی که در پای چپش بود قسمتی از پایش را لاغر کرده بود و راه رفتن را برایش مشکل می ساخت، درد زیادی را تحمل می کرد و تا زمان شهادت، همچنان ترکش در سرش بود، خدا را شکر می كرد و آرزویش شهادت و دیدار پروردگار بود.


منبع:سایت نویدشاهد