یکروز یک روز صبح که از خواب بیدار شدیم رمضانعلی گفت : من خواب دیدم که فردی اسب سفیدی سوار است و می گوید خود را برای نبرد آماده کن، لحظه ی موعود نزدیک است و یک بازو بند به من داد که از خواب بیدار شدم و ما گفتیم حتماً به زودی عملیاتی در راه است و حمله ای رخ می دهد و همانطورهم شد و تقریباً دو سه روز بعد حمله رخ داد و شهید در این عملیات به آرزوی دیرینه خود که شهادت در راه خدا بود نائل گردید روحش شاد باد .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014592 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==
منبع سایت: http:<references //www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14592>