شهید محمد چشک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد.
+
بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6256 سایت یاران رضا]</ref>
<ref>[[ http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6256|سایت یاران رضا]]</ref>
+
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references />
+
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۶

محمد چشک
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد سرخس
شهادت ۱۳۵۹/۱۲/۲۱
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق

خاطرات خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی معصومه رنجکش متن کامل خاطره

بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا