ویرایش‌ها

شهید محمد رمضانی

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۵
==خاطرات==
• یک روز محمد از من خواست که با هم به بهشت‌رضا سر مزار شهدا برویم چون او در جبهه بر اثر موج انفجار بینایی‌اش را تا حد زیادی از دست داده بود و احتیاج به کمک داشت من قبول کردم و با هم به بهشت‌رضا رفتیم در آنجا دست روی یک عکس گذاشت و گفت مادر این عکس شهید کیانی است من گفتم بله او گفت مادرم دعا کن که یک روز عکس من هم در اینجا نصب شود و من ناراحت شدم و طولی نکشید که او با همان چشمان مجروح عازم جبهه شد و به درجه‌ی رفیع و پر فیض شهادت نائل گردید و عکسش در همان جایی که می‌خواست و دوست داشت نصب شد. موضوع: 1- تقید به حضور در مزار شهدا 2- عشق به شهادت
• در جریانات انقلاب به خاطر دارم یک روز که از مدرسه به خانه آمد یک عکس شاه که در خانه نصب بود محمد عکس را برداشت و به داخل توالت برد و آنجا نصب کرد خیلی ترسیدم و گفتم مادر چرا این کار را می‌کنی گفتم اگر بفهمند ما را می‌کشند اما او گفت جای این عکس همین جاست لیاقت عکس این شاه خائن و پست‌فطرت سر در دستشویی است. موضوع: 1- خاطرات مبارزات سیاسی 2- شجاعت و شهامت منبع سایت یاران رضا.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10400سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش