شهید غلامحسین جان نثار: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6205879 تاریخ تولد : نام : غلامحسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : جانن...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود. | + | یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5608 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۰
کد شهید: 6205879 تاریخ تولد : نام : غلامحسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : جاننثار تاریخ شهادت : 1362/12/12 نام پدر : غلامرضا مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود.[۱]