شهید قربان محمد جاندانه: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | به خاطر دارم زمانی که قربان محمد می خواست به جبهه اعزام شود، از او پرسیدم و گفتم بیائید درستان تمام شود و دیپلم بگیرید و بعدا اگر خواستید به جبهه بروید ولی ایشان با رویی گشاده گفتند: خدا گواه است، این بار انگار مرا می برند. خودم تصمیم نداشتم ولی به من القاء شده که حتما باید بروم و مطمئن هستم که این دفعه دیگر بر نمی گردم. تنها خواهشی که دارم این است که مرا حلال کنید و دیگر نگران من نباشید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5611 | + | به خاطر دارم زمانی که قربان محمد می خواست به جبهه اعزام شود، از او پرسیدم و گفتم بیائید درستان تمام شود و دیپلم بگیرید و بعدا اگر خواستید به جبهه بروید ولی ایشان با رویی گشاده گفتند: خدا گواه است، این بار انگار مرا می برند. خودم تصمیم نداشتم ولی به من القاء شده که حتما باید بروم و مطمئن هستم که این دفعه دیگر بر نمی گردم. تنها خواهشی که دارم این است که مرا حلال کنید و دیگر نگران من نباشید. |
| + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5611 یاران رضا]</ref> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references /> | + | <references/> |
نسخهٔ کنونی تا ۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱
کد شهید: 6604718 تاریخ تولد : نام : قربانمحمد محل تولد : قوچان نام خانوادگی : جاندانه تاریخ شهادت : 1366/12/19 نام پدر : زینل مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
به خاطر دارم زمانی که قربان محمد می خواست به جبهه اعزام شود، از او پرسیدم و گفتم بیائید درستان تمام شود و دیپلم بگیرید و بعدا اگر خواستید به جبهه بروید ولی ایشان با رویی گشاده گفتند: خدا گواه است، این بار انگار مرا می برند. خودم تصمیم نداشتم ولی به من القاء شده که حتما باید بروم و مطمئن هستم که این دفعه دیگر بر نمی گردم. تنها خواهشی که دارم این است که مرا حلال کنید و دیگر نگران من نباشید. [۱]