==خاطرات==
بالاخره روز پایان دوره آموزشی فرا رسید و رضا به مریوان تقسیم شد. درست به خاطر دارم روزی را که رضا را میخواستند اعزام نمایند، که رضا با نگرانی پدرمان مواجه شد و رضا همچون گوی ایمان رو به پدرمان کرد و گفت: این راه را خودم انتخاب کردم، خواهش میکنم با رفتن من موافقت کنید و برای من پیش هیچکس گردن خم نکنید، چون اگر مرگی باشد زیر لحاف در منزل نیز مرگ به سراغ انسان میآید، ولی چه بهتر که این مرگ با سعادت و در راه رضای خدا باشد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39808 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==منبع:سایت شهدای ارتشhttp:<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39808>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:رضا_رمضان_زاده}}